ایمان صمدی نیا، پژوهشگر دفتر مطالعات دیپلماسی اقتصادی

دیپلماسی ایرانی: با افزایش همگرایی جهانی و گسترش درهم تنیدگی اقتصادها در یکدیگر، می توان گفت سال هاست که عصر دیپلماسی اقتصادی آغاز شده است. می توان گفت که جابجایی بسیار گسترده ای در تعیین اولویت مسائل در جهان صورت گرفته که در آن اقتصاد از یک موضوع سطح پایین یا به اصطلاح low profile))در سیاست خارجی کشورها، به جایگاه سطح بالا یا  (High profile) راه پیدا کرده است. از آن جا که توسعه اقتصادی به یکی از مهم ترین مولفه های قدرت ملی کشورها تبدیل شده و عمل به ضرورت های ناشی از آن مستلزم تعامل با جهان و مشخصا نظام اقتصاد جهانی است، دیپلماسی اقتصادی از جایگاه ویژه ای در مناسبات بین المللی کشورها برخوردار شده است. در این میانه نفوذ و اهرم اقتصادی در روابط بین المللی، یکی از عناصر تعیین کننده و پیش برنده روابط میان کشورها محسوب شده و کشورها برای کسب این نفوذ و افزایش اهرم اقتصادی از راهکارهای مختلفی استفاده می کنند. یکی از این راهکار ها لابی و لابیگری اقتصادی است و کاربردهای گسترده ای در دنیای تجارت جهانی دارد. 

لابی گری چیست؟

لابی گری اصولا به فعالیت هایی گفته می شود که از سوی اشخاص حقیقی یا حقوقی، خارج از مکانیزم قانونی برای تاثیرگذاری روی تصمیمات دولت ها انجام می شود. لابی گری در نظام اخلاقی ایران، امری نکوهیده محسوب می گردد، لیکن  در سراسر جهان، امری بسیار معمولی است که کشورها برای رسیدن به انواع مقاصد سیاسی، نظامی یا اقتصادی از آن بهره می جویند. یکی از رایج ترین نمونه های آن، کمیته روابط عمومی آمریکا و اسرائیل موسوم به آیپک ، یکی از معروف ترین سازمان های لابی گر در عرصه سیاسی است. بودجه این سازمان در سال ۲۰۱۴ بالغ بر ۷۷ میلیون دلار بوده و هر سال از تعدادی از افراد برای ورود به سنا و کنگره آمریکا حمایت می کند و بدین سان قدرت ده ها سناتور که هرکدام می توانند به اندازه ریاست جمهوری در تنظیم قوانین و لوایح را اعمال نفوذ کنند را می خرد.(۱)
 
در حال حاضر نیز، بسیاری از شرکت های عظیم بین المللی و چند ملیتی و غول های تکنولوژی جهانی، از این روش برای اهدافی چون تاثیرگذاری بر دولت ها در تصویب قوانین و مقررات، برخورداری از حمایت های سیاسی جهت انحصارطلبی، سکوت در قبال فجایع زیست محیطی و اقتصادی به بار آورده شده و حذف مخالفان و رقبای خود در عرصه جهانی در راستای گسترش قدرت اقتصادی خود استفاده می کنند. به طور مثال حمایت شرکت هایی چون مایکروسافت و گوگل، توییتر، فیس بوک از نامزد دموکرات ها، آقای بایدن و از طرف دیگر حمایت شرکت هایی چون اوراکل، هوم دپو، شرکت مدیریت سرمایه گذاری الیوت و وارن استیفن و مولتی میلیاردرهای دیگری برخوردار است. بدین ترتیب پشت پرده سیاست های جمهوری خواهان و دموکرات ها را درواقع قدرت های اقتصادی جهانی تشکیل می دهند که هریک به دنبال منافع خود از سیاست آمریکا هستند.(۲)

نقش ها و سازمان های لابی گر در جهان

لابی گرها، می توانند نقش های وسیعی داشته باشند. به دلیل وابستگی اقتصاد و سیاست در تمام کشورها، لابی های قانونی و غیرقانونی همواره وجود داشته اند و در تلاش اند با استفاده از قدرت خود، نظر سیاست گذاران را به خود جلب کنند. در میان لابی گرها، لابی هایی که از توان مالی بالایی برخوردار هستند، همواره دست بالا را در مذاکرات خود با سیاست گذاران دارا هستند. در میان نقش های بسیار گسترده ای که لابی گران دارند، برخی از این نقش ها رایج تر اند که عبارتند از:

۱-    شرکت های حقوقی فعال در حوزه لابی: در کشورهایی چون ایالات متحده آمریکا و اتحادیه اروپا چنین شرکت هایی به طور رسمی وجود دارند و اغلب از تعدادی حقوق دان تشکیل شده اند که فعالیت های موردنظر خود را در چارچوب قوانین و مقررات حقوقی و قانونی، تنظیم و برای اجرای آن ها با سیاست گذاران لابی می کنند. 

۲-    تشکیلات اقتصادی، تجاری و بازرگانی: در همه کشورها معمولا نهاد ها و سازمان های اقتصادی مشترک میان دو کشور مانند اتاق های بازرگانی، بانک های مشترک، شرکت های فراملی، فرانچایزها و سایر شرکت ها به لابی گری در بدنه دولت و مجالس قانون گذاری در کشور هدف می پردازند تا بتوانند منافع اقتصادی خود را در بلندمدت تامین کنند. برخی از این منافع عبارتند از مالیات، عوارض، اشتغال، اعتبار، امتیازات انحصاری و … . شرکت های تسلیحاتی لابی گر در آمریکا نیز در این دسته قرار می گیرند. 

۳-    سازمان های مردم نهاد(NGO): این سازمان ها در تلاش اند که با استفاده از منابع مالی خود به لابی گری با نهادهای دولتی و سازمان های بین المللی در راستای تحقق اهدافی چون حمایت از محیط زیست و حیوانات، مقابله تبعیض نژادی، جنسی و ساختاری، برقراری عدالت و توسعه پایدار می پردازند. 

۴-    اندیشکده ها، موسسات تحقیقاتی و آموزشی: برخی از اندیشکده ها در راستای اهداف سیاسی و اقتصادی نیازمند این هستند که از اهرم لابی گری بدین منظور استفاده کنند. از جمله این اندیشکده ها ، می توان به بنیاد هریتیج، بنیاد دفاع از دموکراسی ها، نهاد پژوهشی بروکینگز و اندیشکده رند اشاره کرد که با استفاده از امتیازات پژوهشی و آموزشی به دانشجویان کشورهای مختلف، از تغییر افکار آن ها و بهره بری از قدرت لابی دانشجویان در کشور خود، لابیگری خود را تقویت می کنند. شکل گیری دانشگاههای آمریکایی در کشورهای خاورمیانه(کابل، اربیل، بیروت، دبی، ایروان، گرجستان، قاهره و…) جزیی از برنامۀ دولت آمریکا و برنامۀ یواس-اید برای تقویت قدرت نرم و تربیت سفیران و لابیستهای خودآگاه و ناخودآگاه دولت آمریکا از جمله این برنامه ها است.

جدول۱: تعداد گروه های لابی گر در بروکسل، مرکز اتحادیه اروپا

با توجه به جدول فوق، معلوم می گردد که دغدغه های اقتصادی و اجتماعی، از مهم ترین عوامل لابی گری در کشورهای اروپایی محسوب می گردد و در نتیجه لابی گری بازیگران غیردولتی در حوزه دیپلماسی اقتصادی، از مهم ترین عوامل موفقیت اقتصادی در سایر کشورها محسوب می شود. 

ابزارهای لابی گری 

در زمانه کنونی، ابزارهای بسیار متنوعی برای لابی گری وجود دارد که مورد استفاده سازمان ها و نهادهای لابی گر جهانی است.برخی از این ابزارها عبارتند از :

۱-    رسانه ها: نکته ای که در لابی گری حائز اهمیت است، محدود نبودن لابی گری به دولت و قانون گذاران  است. چون نمی توان موضوعی را بدون پیش زمینه قبلی در متن جامعه یا حداقل بخشی از جامعه و تنها با لابی گری در بدنه سیاستگذاری پیش برد. بنابراین هدف قرار دادن سایر اقشار جامعه غیر از سیاستمداران، بخشی از راهبرد لابی گران شمرده می شود. حکایت همان جمله معروف که می گوید «فشار از پایین و مذاکره از بالا». لذا اقناع بخشی از مردم به عنوان مدافعان طرح از اهداف لابی گران جهانی است. 

۲-    جلب حمایت سیاستمداران: عنصر اصلی در لابی گری، جلب حمایت سیاستمدارانی است که می توان با استفاده از قدرت آن ها در نهادهای دولتی و کشوری، بتوان اهداف مورد نظر را پیاده سازی کرد. در این راستا باید سیاست گذارانی هدف قرار گیرند که با توجه به ویژگی های شخصیتی، روابط کاری و علایق فردی انتخاب شده باشند و بتوانند در تمام مدت زمان مسئولیت خود، به پیشبرد اهداف لابی کمک کنند. 

۳-    برگزاری جلسات هم اندیشی:  جلسات هم اندیشی، ابزاری بسیار ضروری برای موفقیت در لابی گری است. این جلسات در صورتی که به خوبی مدیریت شود، می تواند در میان اعضای لابی هماهنگی ایجاد کرده و ایده های زیادی را برای پیاده سازی اهداف لابی به وجود آورد. هم چنین می تواند بنیان های تئوریک برای پیاده سازی اهداف لابی را تقویت کرده و روابط خوبی را بین سطوح مختلف لابی ایجاد کند. 
نتیجه گیری و پیشنهادات سیاست گذاری

با توجه به تاثیرات فوق العاده لابی گری در پیاده سازی اهداف لابی گران، امروزه تمام کشورها و شرکت های چند ملیتی به سازمان های لابی گر مجهز هستند. به طور مثال در اتحادیه اروپا، ترکیه ۱۵ گروه لابی گر، پاکستان ۴ گروه، عراق ۳ گروه ، جمهوری آذربایجان ۳ گروه و قطر ۱ گروه لابی گر در پورتال مشترک کمیسیون و پارلمان اروپایی را دارا هستند.(۳) ایران نیز با توجه به شکل گیری معاونت دیپلماسی اقتصادی در وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران، نیازمند سازمان های لابی گر به خصوص در حوزه دیپلماسی اقتصادی و توسعه روابط اقتصادی با سایر کشورها هستیم که بتوانند تحت مدیریت معاونت دیپلماسی اقتصادی، مشکلات و موانع دیپلماسی اقتصادی جمهوری اسلامی ایران را در کشورهای دیگر برطرف نمایند. در فضای اقتصاد مقاومتی که کشور در حال حاضر آنرا الگو قرار داده استفاده از لابیگری برای تکامل پازل دیپلماسی اقتصادی جمهوری اسلامی ایران لازم و ضروری به نظر میرسد. 


منابع:
۱-     “Form 990: Return of Organization Exempt from Income Tax”. American Israel Public Affairs Committee. Guidestar. September 30, 2014.
۲-    https://per.euronews.com/2020/08/25/ceo-companies-support-trump-biden-us-elections
۳-    جوادی، محمود(۱۳۹۳)، ایران و لابی گری در اتحادیه اروپایی: ظرفیت ها وساز وکارها، فصلنامه سیاست خارجی، شماره ۴.


0 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *