کریدور زنگزور؛ ابعاد حقوقی، موانع اجرایی و پیامدهای ژئوپولیتیکی
امیررضا سوری؛ پژوهشگر اندیشکده دیپلماسی اقتصادی
مقدمه
پس از چندین سال اختلاف و وقوع سه جنگ از سال ۱۹۹۱ مابین آذربایجان و ارمنستان و همچنین وقوع درگیریهای پراکنده مرزی در منطقه قرهباغ، سرانجام در ۸آگوست ۲۰۲۵ (۱۷مرداد ۱۴۰۴) سران این دو کشور با میانجیگری دونالد ترامپ در کاخ سفید با یکدیگر دیدار و پیشنویس یک تفاهمنامه را به امضا رساندند. تفاهمنامهای که بناست علاوه بر پایان دادن به اختلافات مرزی دو کشور، با اجازه احداث یک کریدور در منطقه زنگزور در جنوب ارمنستان، سبب اتصال منطقه نخجوان و جمهوری آذربایجان شود. تفاهمنامهای که واکنشهای متعددی را در داخل و خارج از ایران و در میان محافل سیاسی در پی داشت.
به منظور دسترسی به یک تحلیل جامع و واقعی از اوضاع منطقه اما باید به صورت دقیق به جزئیات این تفاهم پرداخت.
در کاخ سفید چه گذشت؟
در دیدار سه جانبهای که مابین روسای جمهور ایالات متحده و جمهوری آذربایجان و نخستوزیر ارمنستان انجام شد، علیاف و پاشینیان متن تفاهمنامه ۱۷ مادهای را اصطلاحا پاراف(Initialed) کردند .از منظر حقوق تجارت بینالملل، این امر بدان معناست که طرفین، موافقت خود را با اصل محتوای قرارداد اعلام کردهاند اما امضای نهایی و لازمالاجرا شدن آن نیازمند طی تشریفات قانونی مانند تایید پارلمان یا ایجاد تغییراتی در برخی حوزههای حقوقی طرفین است.
چه چیز مانع امضای قرارداد است؟
در قانون اساسی ارمنستان، اصلی وجود دارد که منطقه قرهباغ را جزوی از اراضی این کشور میداند. منطقهای که در طول سالهای اخیر تحت تصرف آذربایجان درآمده است. حال اما در اولین ماده قرارداد احداث کریدور زنگزور، دو کشور به شناسایی مرزها و تمامیت ارضی یکدیگر و در دومین ماده آن به عدم هرگونه طرح ادعای ارضی نسبت به طرف مقابل متعهد خواهند شد. همچنین در بند دوازدهم این تفاهمنامه ذکر شده که هیچ یک از طرفین نمیتواند با استناد به حقوق داخلی خود از اجرای این تفاهم سر باز زند. با این حساب و با استناد به اظهارات نخست وزیر ارمنستان، امضای نهایی این تفاهمنامه نیازمند ایجاد تغییراتی در قانون اساسی ارمنستان است تا ادعای این کشور مبنی بر مالکیت منطقه قرهباغ را برای همیشه از بین ببرد.
نظر بازیگران منطقهای درباره این کریدور چیست؟
الف) روسیه: در ابتدای مردادماه و پیش از برگزاری نشست سهجانبه در کاخ سفید، سخنگوی وزارت خارجه روسیه به شدت نسبت به دخالت طرفهای غربی در منازعه میان آذربایجان و ارمنستان موضعگیری کرد. پس از امضای توافق اما روسیه از توافق میان دو کشور استقبال کرد اما مجددا نسبت به حضور قدرتهای خارجی در منطقه هشدار داد.
ب) ایران: جمهوری اسلامی ایران از ابتدای امر با تغییر ژئوپولیتیکی در منطقه قفقاز جنوبی به شدت مخالف بود. در طرح جدید اما بنایی بر تغییر مرزها وجود ندارد که این خود یک گام رو به جلو به نفع منطقه و ایران است. تنها نگرانی تهران اما حضور آمریکا در منطقه و شرارتهای احتمالی آن است.
ج) ترکیه: رجب طیب اردوغان به دلیل سیاستهای نئو عثمانیگرایانه خود و طرحهای بلندپروازانهای که در سر میپروراند همواره به دنبال ایجاد اتصال زمینی با دریای خزر و بدین واسطه منطقه آسیای میانه بوده است. مطرح شدن این کریدور احتمالا میتواند بخشی از اهداف ترکیه را محقق کند هرچند که مسائل زیادی در آسیای میانه وجود دارد که حل و فصل آنها از ملزومات اجرای کامل برنامههای ترکیه است.
علت مخالفت تهران با اجرای این پروژه چیست؟
در ۱۷ ماده تفاهمنامه مذکور هیچ اشارهای به حضور طرف ثالث در اجرای آن نشده است اما پس از پایان دیدار سهجانبه کاخ سفید، دونالد ترامپ در یک مصاحبه مدعی شد قصد دارد حقوق توسعه این کریدور ۳۲ کیلومتری را به مدت ۹۹سال به یک کنسرسیوم از شرکتهای آمریکایی واگذار کند. این اظهارات موجب اتخاذ مواضعی از سوی سیاستمداران ایرانی شد.
در اینجا اما توجه به چند نکته ضروریاست. اول آنکه دونالد ترامپ طی دوره ریاست خود بر ایالات متحده به کرات نشان داده که همواره و در مسائل مختلف، تصویرسازی رسانهای را خیلی جدیتر از مسائل واقعی میدان پیگیری میکند و از این رو سعی دارد اقتدار از دست رفته ایالات متحده را بازیابی کند. اصلا بعید نیست این ادعای ترامپ صرفا یک بازی رسانهای به جهت ایجاد اختلاف میان روسیه و ایران با ارمنستان و آذربایجان و همچنین القای حس تفوق و تحکم ایالات متحده بر منطقه قفقاز باشد. از سوی دیگر باید دید آیا شرکتهای خصوصی آمریکایی حاضرند برای مشارکت در یک کریدور ۳۲ کیلومتری به این میزان از کشور خود دور شده و وارد منطقه پرتنش غربآسیا شوند؟
از سوی دیگر برخی تحلیلگران نگرانیهایی را از باب حضور نظامی آمریکا و ناتو در نزدیکی مرزهای ایران طرح میکنند. این دغدغه یکی از نگرانیهای منطقی تهران است اما نباید فراموش کنیم که باتوجه به عضویت ترکیه در ناتو و حضور پررنگ رژیم صهیونیستی درجمهوری آذربایجان و همچنین تمایل آمریکا به کاهش تنشها باتوجه به فشارهای داخلی و افزایش هزینههای نظامی، اساسا ورود نظامی آمریکا و ناتو به این محدوده کوچک را به امری غیر عقلانی و حتی غیرضروری بدل میکند.
جمعبندی
در مجموع باید در نظر داشته باشیم که جمهوری اسلامی ایران از بدو تشکیل تا کنون در یک نبرد همهجانبه و پیچیده سیاسی، نظامی، اقتصادی، امنیتی و فرهنگی با کشورهای سلطهطلب دنیا به رهبری ایالات متحده قرار دارد و این بدان معناست که طرف مقابل همواره در تلاش است تا به هر طریق ممکن ضرباتی را به این کشور وارد سازد و این مسئله به طبع هوشیاری همهجانبه مردم و مسئولین را طلب میکند.
اما دررابطه باکریدور زنگزور آنچه مسلم است احداث این مسیر با بازیگری ایالات متحده، مشخصا درراستای حمایت از منافع و مصالح جمهوری اسلامی ایران انجام نشده است و حتیالمقدور به دنبال ضربه زدن به جریان تجارت ایران نیز میباشد. اما نباید در بررسی تهدیدهای این مسیر دچار افراط یا تفریط شویم. چه اینکه به گفته نخستوزیر ارمنستان، این کریدور میتواند دسترسی ریلی ایران به دریای سیاه و دریای مدیترانه از طریق ترکیه را فراهم کند. اما مهمترین درسی که از این وقایع باید بگیریم این است که بدانیم هیچ یک از کشورهای دنیا معطل ایران نمیمانند. اگر ایران به دنبال تثبیت قدرت منطقهای خود و گام برداشتن در راستای تبدیل شدن به یک قدرت جهانی است، باید با بازیگری فعالانه در عرصه دیپلماسی اقتصادی، اقدام به فعالسازی ظرفیتهای تجاری بالقوه خود با کشورهای منطقه و فرامنطقهای نماید تا از این طریق علاوه بر خنثیسازی نقشه منزوی سازی خود، به یک کشور کلیدی و ذی نفوذ در منطقه و جهان تبدیل شود. در غیر اینصورت تمامی فرصتها یکی پس از دیگری از بین رفته و در مدت کوتاهی ایران دچار یک خفگی ژئوپولیتیکی خواهد شد.
منابع و مآخذ:
https://apnews.com/article/187833bead280ee0c9ace5ea1fa246a2?utm_source=chatgpt.com