چرا مدل رشد ابرقدرتها برای اقتصادهای نوظهور کار نمیکند؟
بطور طبیعی هر کشوری به دنبال رشد اقتصادی است. در اصل، رشد بازتاب توان یک کشور برای تعیین مسیر خود، تأمین نیاز مردمش و حفظ جایگاه جهانی است. در طول قرنها، ایده رشد همراه با نیروهایی که هر عصر را شکل دادهاند، دگرگون شده است. قرن نوزدهم انقلاب صنعتی را به همراه آورد و اقتصادها را با موتور بخار، فولاد و تولید انبوه پیش برد. قرن بیستم «عصر اطلاعات» را معرفی کرد. زمانی که داده و اتصال جهانی موتور اصلی کار و ارتباط مردم شد. اکنون ما در میانه «انقلاب هوش» هستیم. دورهای که با هوش مصنوعی هدایت میشود و شیوهی خلق ارزش در صنایع را متحول کرده است.
در سال ۲۰۲۵، به نظر میرسد دو مدل غالب رشد که توسط ابرقدرتهای جهان رهبری میشوند، گفتوگوی جهانی را شکل خواهند داد.
ایالات متحده: تمرکز بر کارایی
اقتصاد آمریکا امروز زیر فشار بدهی ۳۶ تریلیون دلاری (معادل ۱۲۲٪ تولید ناخالص داخلی) و رشد منفی ۰.۵ درصدی قرار دارد. دولت ترامپ در دور دوم برای تثبیت کوتاهمدت اقتصاد به سیاستهای کاراییمحور روی آورده است؛ که از جمله آن میتوان به کاهش هزینههای دولتی و کمکهای خارجی، سختگیری مهاجرتی، بازگرداندن تولید به داخل و انتقال بودجه از پروژههای اقلیمی به سرمایهگذاریهای سریعالاثر اشاره کرد. این رویکرد در کوتاهمدت حدود ۱۹۰ میلیارد دلار صرفهجویی ایجاد کرده اما در بلندمدت میتواند همکاریهای جهانی را تضعیف کند، اعتراضات داخلی برانگیزد و مرز دولت و بخش خصوصی را مبهم سازد.
چین: نوآوری و خوداتکایی
چین در حال گذار از «کارخانه جهان» به اقتصادی نوآور و متکی به خود است. چین با تکیه بر پایگاه تولیدی و بازار داخلی عظیم، بر خودکفایی زنجیره ارزش و نوآوری جهشی تأکید دارد که نتیجه آن تقویت صنایع داخلی و تحریک تقاضای بومی در کوتاهمدت و تبدیلشدن به رهبر صنعتی جهانی در بلندمدت است. طی ۲۰۱۴ تا ۲۰۲۳، مخترعان چینی بیش از ۳۸ هزار پتنت در حوزه هوش مصنوعی مولد ثبت کردند (۶ برابر آمریکا و ۷۰٪ کل جهان) و در سال ۲۰۲۴، ۱۳۳ شرکت چینی در فهرست Fortune Global 500 قرار گرفتند. چین با این مسیر دیگر صرفاً تأمینکننده نیست، بلکه بازیگری تعیینکننده در بازارهای جهانی است.
راه سوم: اقتصاد پایدار (سوسیتانومی)
برای کشورهای در حال توسعه، انتخاب میان مدل آمریکا یا چین کافی نیست. راهبرد مؤثر «خود اتکایی درهمتنیده» است که بر تقویت توان داخلی همراه با پیوند فعال جهانی تاکید میکند. این مسیر شامل سرمایهگذاری در آموزش، سلامت، زیرساخت دیجیتال و نهادهای اعتمادساز، حمایت از کسبوکارهای کوچک و متوسط، و تعریف جایگاه یگانه هر کشور متناسب با شرایط محلی و فرصتهای جهانی است. مدل «سوسیتانومی» بر سهگانه انسان، زمین و سود استوار است و مستلزم همکاری افقی میان صنایع و بازاندیشی عمودی در ارزشها و نهادها میباشد. چنین الگویی میتواند عدمقطعیت امروز را به مزیت فردا بدل کند و برای اقتصادهای نوظهور فرصتی تاریخی در قرن بیستویکم فراهم آورد.