روسیه پس از سقوط بشار اسد اعتبار خود را از دست داده و دیگر یک ضامن امنیتی قابل اعتماد نیست
مترجم: امیرحسین عرب پور؛ کارشناس اندیشکده دیپلماسی اقتصادی
گزارش چتم هاوس
https://www.chathamhouse.org/2024/12/russia-has-lost-prestige-after-fall-assad-it-has-also-been-freed-difficult-partner
سقوط رژیم بشار اسد به منافع روسیه آسیب زیادی رسانده است. اول، فروپاشی سوریه ضربه جدی به اعتبار روسیه به عنوان یک متحد قابل اعتماد است که نمی تواند بقای شرکای خود را تضمین کند. از زمان مداخله نظامی روسیه در سال ۲۰۱۵، ماشین تبلیغاتی مسکو، روسیه را به عنوان ضامن ثبات و حافظ رژیم های (معمولا دیکتاتوری) در برابر فشارهای خارجی و تهدیدات داخلی قرار داد. این تبلیغات همیشه بین اسد و سرنوشت متحدان آمریکایی، به ویژه حسنی مبارک، تشابهاتی ایجاد کرد. از دست دادن اسد، اعتماد متحدان احتمالی به تضمین های روسیه را تضعیف خواهد کرد. حداقل، برای مسکو دشوار خواهد بود که ادعا کند «ما پشت متحدانمان را خالی نمیکنیم».
افزون بر این، روسیه سرمایه گذاری های خود در سوریه را نیز از دست داده است؛ نه فقط میلیون ها دلار وام ارائه شده به رژیم اسد. تلاش های نظامی و دیپلماتیک برای حفظ اسد به سادگی هدر رفت و سودی به همراه داشت. با این حال، منبع تلف شده دیگری وجود دارد که قیمتی برای آن وجود ندارد: جان سربازان روسی و نیروهای واگنر. در جامعه روسیه از پوتین پرسیده میشود: «فداکاری آنها چه نتیجهای داشت؟» با این حال، حمله روسیه به اوکراین پوششی برای پوتین فراهم کرده و ماجراجوییهای ارتش روسیه در سوریه را تحت الشعاع قرار داده است.
علیرغم اظهارات برخی کارشناسان روسی، آمریکا، ترامپ یا بایدن در خسارات روسیه در سوریه مقصر نیستند. زیان های آن با اقدامات بازیگران منطقه- ترکیه و اسرائیل- و همچنین تضعیف جدی ایران مشخص شد. در نهایت، جاه طلبی های آفریقایی مسکو نیز زیر سوال رفته است. پایگاه هوایی حمیمیم یکی از عناصر مهم عملیات لجستیکی جهانی روسیه بود که انتقال نیرو و تسلیحات سنگین به آفریقا را تسهیل می کرد. اکنون روسیه نیاز فوری به بازسازی مسیرهای پشتیبانی خود دارد. این ممکن است، اما پول، زمان و تلاش زیادی میخواهد.
ضررها را بیش از حد برآورد نکنید
با این حال، ضررهای روسیه فاجعه بار نیست. اقتصاد جنگی این کشور که توسط اسد ایجاد شد، محیطی مسموم بود که حتی تجار روسی و ایرانی برای فعالیت در آن تلاش می کردند. سرسختی اسد، امتناع او از سازش با مخالفان و همسایگانش، و تعادل بی پایان بین مسکو و تهران، او را به شریک دشواری تبدیل کرد. اسد خود دلیلی برای پذیرش درخواستهای روسیه به منظور تغییر نمیدید. او در بازی های سیاسی داخلی غوطه ور بود و مواضع کسانی را که در آغاز جنگ داخلی در کنار او می جنگیدند تخریب یا تضعیف می کرد. حضور نظامی روسیه در سوریه برای مدت طولانی نمادی از وزن سیاسی مسکو در امور خاورمیانه بود. همچنین، این حضور نظامی روسیه در سوریه بود که تا حد زیادی باعث اتحاد فعلی این کشور با ایران شد.
تا سال ۲۰۲۴، اقتصاد سوریه با حمایت از تجارت غیرقانونی مواد مخدر و طرح های فساد، نشانه هایی از فروپاشی قریب الوقوع را نشان داد. ناامیدی در میان مردم و بی انگیزگی در یگان های ارتش به اوج خود رسید و رژیم را به یک حالت توخالی تبدیل کرد. همه اینها در تضاد کامل با مناطق تحت حمایت ترکیه بود و امکان جایگزینی برای رژیم اسد را ایجاد کرد. برای روسها این به معنای یک انتخاب مهم بود: تکرار سرنوشت اتحاد جماهیر شوروی در افغانستان و مسئولیت کامل مالی، اقتصادی و نظامی سوریه اسد، تامین مالی کامل اقتصاد آن و جنگ برای ارتش سوریه یا عقبنشینی. با توجه به جنگ اصلی پوتین در اوکراین، گزینه اول غیرواقعی بود.
سقوط دمشق، اگرچه ضربهای بیتردید به جاهطلبیهای روسیه در منطقه بود، اما کرملین را قادر ساخت تا از درگیری طولانیای که نیازی به آن نداشت، خارج شود. با سقوط اسد، مسکو این اهرم را از دست داد. همچنین به وضوح نشان داده شد که برای روسیه خیلی زود (یا شاید خیلی دیر) است تا خود را به عنوان یک قدرت جهانی معرفی کند.
روسیه می تواند بماند
تغییر قدرت در سوریه می توانست برای مسکو بدتر باشد. نیروهای اپوزیسیون تمایل خود را برای مذاکره با جهان خارج نشان داده اند و سازوکارهای دولتی را دست نخورده باقی گذاشته اند. این برای روسیه مهم است. مسکو معمولاً ترجیح می دهد با نهادهای دولتی به جای بازیگران غیردولتی معامله کند. به طور کلی، ممکن است هنوز جایی برای روسیه در سوریه پس از اسد وجود داشته باشد (اگرچه شانس مسکو برای حفظ کنترل بر پایگاه های نظامی حمیمیم و طرطوس بسیار کم است). تصویر روس ها در چشم مردم سوریه همیشه به اندازه ایران یا حامیان اسد منفی نیست. روسیه کانال های ارتباطی خود را با نیروهای مخالف سوری حفظ کرد و حتی به صورت دوره ای سعی کرد جایگزینی برای اسد پیدا کند.
نیروهای مخالف سوریه به خوبی درک می کنند که آینده این کشور نامشخص است. آنها روسیه را، اگر نه به عنوان یک دوست، یک بازیگر بی طرف می خواهند. حتی ممکن است برخی توافقات بین روسیه و مخالفان در آستانه یا در جریان حمله به دمشق منعقد شده باشد. سفارت روسیه در دمشق با آرامش نسبت به رویدادها عمل کرد، در حالی که مسکو با سرعت قابل توجهی روابط دیپلماتیک با مخالفان برقرار نمود. مخالفان نیز موافقت کردند که در حال حاضر به پایگاه های روسیه در حمیمیم و طرطوس هجوم نبرند.
درس های آموختنی
پس از سقوط اسد، روسیه احتمالاً استراتژی «صبر کن و ببین» را اتخاذ خواهد کرد و تلاش خواهد کرد بفهمد که چگونه نظم جدیدی در سوریه پدیدار خواهد شد. هدف اصلی مسکو حفظ حداقل سطح نفوذ از طریق حضور نظامی، به عنوان مثال، در پایگاه های موجود خود، یا از طریق تماس با دیگر بازیگران منطقه مانند ترکیه خواهد بود. در عین حال، مسکو تلاش خواهد کرد تا هزینه ها را به حداقل برساند و خود را به سمت مناطق امیدوارکننده تر در خاورمیانه، مانند پادشاهی های عرب خلیج فارس تغییر دهد. سوریه مهم باقی خواهد ماند، اما دیگر عنصر اولویت استراتژیک روسیه در منطقه نخواهد بود. با این حال، وضعیت سوریه ممکن است تأثیر مهمی بر اوکراین داشته باشد. یکی از نتایجی که استراتژیستهای کرملین ممکن است به دست آورند این است که سقوط اسد نتیجه دادن امتیازات بیش از حد به مخالفان، اجازه تبدیل شدن جنگ داخلی به یک درگیری طولانیمدت فرسایشی و شکست در بازپسگیری مناطق تحت کنترل دشمن بود. در اوکراین، این می تواند خود را در رد آتش بس یا مذاکرات نشان دهد. روسیه احتمالاً موضع سخت تری اتخاذ خواهد کرد و معتقد است که تنها زور و تحمیل شرایط خود می تواند نتایج مثبت بلند مدت را تضمین کند.