دکترین پیرامون

در ادبیات سیاست خارجی رژیم صهیونیستی، دکترین پیرامون (Periphery Doctrine) یکی از مهم‌ترین خطوط راهبردی بوده که از دهه‌های نخست شکل‌گیری این رژیم در ۱۹۴۸ تا امروز، نقشی کلیدی در جهت‌گیری‌ها و اتحادهای منطقه‌ای آن ایفا کرده است. این دکترین که در واکنش به محاصره ژئوپلیتیکی اسرائیل توسط دولت‌های عربی طراحی شد، در ابتدا بر ایجاد ائتلاف با قدرت‌های غیرعربی پیرامون جهان عرب متمرکز بود. با این حال در سال‌های اخیر شاهد تحولی چشمگیر در این راهبرد هستیم؛ بطوری که با عادی‌سازی روابط با کشورهای عربی در قالب «پیمان ابراهیم» و در کنار پروژه‌هایی مانند «کریدور هند-خاورمیانه-اروپا» پوست‌اندازی جدیدی دارد.

«دکترین پیرامون» در دهه ۱۹۵۰ و در دوره نخست‌وزیری دیوید بن‌گوریون و با هدایت موساد و وزارت خارجه رژیم صهیونیستی شکل گرفت. این راهبرد مبتنی بر این پیش‌فرض بود که اسرائیل برای مقابله با دشمنی کشورهای عربی که آن را به رسمیت نمی‌شناختند، باید به سمت ایجاد اتحاد با دولت‌های غیرعربی در پیرامون منطقه عربی حرکت کند.اما با آغاز قرن ۲۱ و به‌ویژه پس از تحولات بهار عربی و شکل‌گیری محور موسوم به مقاومت، روابط این رژیم با جهان عرب وارد فاز جدیدی شد. آنچه در ابتدا به‌نظر می‌رسید صرفاً تحولی تاکتیکی باشد، به تدریج به تحولی راهبردی و مفهومی در دکترین پیرامون بدل شد. به بیان دیگر، رژیم صهیونیستی دیگر مصداق این پیرامون را در حاشیه محور مقاومت جست‌وجو می‌کند و بلکه در تلاش است خود را به عنوان بخشی از ساختار امنیتی و اقتصادی منطقه عربی معرفی کند. نکات کلیدی در این تحول عبارت‌اند از:


۱. پیمان ابراهیم (Abraham Accords):
در سال ۲۰۲۰ با میانجی‌گری ایالات متحده امریکا، اسرائیل توانست روابط رسمی خود را با چند کشور عربی از جمله امارات متحده عربی، بحرین، سودان و مغرب عادی کند. این پیمان دگرگونی در مفهوم «دشمن عرب» ایجاد و منافع اقتصادی و امنیتی مشترک علیه ایران و گروه‌های مقاومت را برجسته می‌کرد. همچنین، نقش فناوری صهیونیستی در توسعه منطقه‌ای و همکاری‌های اقتصادی را به میان آورده بود. عادی‌سازی روابط با اعراب به معنای آن بود که دکترین پیرامون دیگر متمرکز بر کشورهای عربی نیست. اما حوادث پس از عملیات طوفان‌الاقصی پروژه پیمان ابراهیم را با نوعی فشار افکار عمومی معلق کرد.

۲. کریدور هند-خاورمیانه-اروپا (IMEC):
در سال ۲۰۲۳، طرح ایجاد یک کریدور تجاری و حمل‌ونقل عظیم که از هند شروع شده و از طریق امارات، عربستان، اردن و بندر حیفا در اراضی فلسطین اشغالی به اروپا وصل می‌شود معرفی شد. این پروژه رژیم صهیونیستی را به گلوگاه تجاری بین‌المللی تبدیل و نقش ژئواکونومیک این رژیم را در منطقه عربی تقویت می‌ساخت. همچنین در سطح کلان ائتلافی جدید در برابر چین و ایران به وجود می‌آورد. این تحولات نشان می‌دهد که رژیم صهیونیستی در حال گذار از یک دکترین دفاعی مبتنی بر اتحادهای پیرامونی به یک دکترین تلفیقی ژئوپلیتیک-ژئواکونومیک است که در آن با نفوذ در ساختارهای جهان عرب، امنیت خود را از طریق مشارکت تضمین می‌کند.

دکترین پیرامون به‌عنوان یک مفهوم ژئوپلیتیکی، از یک استراتژی تدافعی با تمرکز بر کشورهای غیرعربی به راهبردی چندلایه تبدیل شده است که در آن رژیم صهیونیستی تلاش می‌کند با درگیر شدن در ساختارهای سیاسی، امنیتی و اقتصادی جهان عرب، ضمن کاهش تهدیدات سنتی، نقش یک قدرت منطقه‌ای را ایفا کند. تحولات اخیر، از پیمان ابراهیم تا کریدور آیمِک، نشان‌دهنده «مرحله دوم» این دکترین هستند: مرحله‌ای که در آن اتحاد با غیرعرب‌ها دیگر کافی نیست، بلکه باید مشارکت با اعراب از درون هم به راهبرد تبدیل شود. این گذار، فرصت‌ها و چالش‌هایی اساسی برای سیاست خارجی این رژیم و بازیگران دیگر منطقه به‌ویژه ایران، ترکیه و محور مقاومت به همراه دارد.


 محمد مهدی احسان طلب، پژوهشگر اندیشکده دیپلماسی اقتصادی

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.