دلارزدایی (De-dollarization)

سیدعلی بهرامی؛ پژوهشگر اندیشکده دیپلماسی اقتصادی

دلارزدایی (De-dollarization) به مجموعه‌ای از سیاست‌ها و اقدامات اقتصادی (مالی) گفته می‌شود که با هدف کاهش وابستگی کشورها به دلار امریکا در پرداخت‌های بین‌الملل و ذخایر ارزی انجام می‌گردد. این مفهوم به‌ویژه در واکنش به سلطه دلار بر نظام پولی بین‌المللی و استفاده آمریکا از دلار به‌عنوان ابزاری برای اعمال تحریم‌ها و فشارهای سیاسی و اقتصادی اهمیت یافته است. دلارزدایی می‌کوشد تنوع ارزی ایجاد کرده و سهم ارزهای دیگر مانند یورو، یوان، روبل و همچنین پول‌های ملی در مبادلات را افزایش دهد.

وابستگی نظام مالی جهانی به دلار، ریشه در توافق برتن وودز (Bretton Woods) در سال ۱۹۴۴ دارد که دلار آمریکا را به‌عنوان ارز جهان‌روا تثبیت کرد. پس از شوک نیکسون در سال ۱۹۷۱ اگرچه پیوند دلار با طلا قطع شد؛ اما نقش آن به‌عنوان ارز اصلی ذخیره جهانی همچنان حفظ شد. در دهه‌های اخیر نیز استفاده فزاینده آمریکا از تحریم‌های مالی و محدودسازی دسترسی کشورها به نظام بانکی بین‌المللی (به‌ویژه سوئیفت) سبب شد برخی کشورها به‌دنبال راهبرد دلارزدایی بروند. همچنین از سویی، بحران مالی ۲۰۰۸ و تحولات ژئوپلیتیک جهانی مانند جنگ اوکراین و جنگ تجاری ایالات متحده امریکا این روند را شدت بخشیده است.


نمونه‌های بارز این رویکردها را می‌توان در تلاش‌های روسیه، چین، ایران، هند، برزیل دید که در سال‌های اخیر ضمن ایده‌های بریکس برای استفاده از پول‌های ملی یا ایجاد ارز به چشم آمده است. هرچند پیش از آن نیز چنین کشورهایی پیش‌رو در تشکیل پیمان‌های پولی، پیام‌رسان‌های جایگزین سوئیفت مانند CIPS (چین) یا SPFS (روسیه)، افزایش ذخایر طلا به عنوان پشتوانه پولی، صندوق‌های تصفیه چندجانبه، قراردادهای سوآپ ارزی و معاهدات تهاتری بوده اند. ACU یکی از این تلاش‌ها توسط ایران، هند، بنگلادش و پاکستان و … در پیش از انقلاب اسلامی ایران بوده که دبیرخانه این سازمان در تهران است.
این اقدامات به کشورها اجازه می‌دهد تا بخشی از وابستگی خود به دلار را کاهش دهند و مبادلات تجاری را در چارچوبی امن‌تر و مستقل‌تر مدیریت کنند.

با این حال، دلارزدایی با موانع و چالش‌هایی مواجه است که از جمله آن‌ها می‌توان به موارد زیر اشاره داشت:

-سلطه عمیق و تاریخی دلار در ذخایر ارزی جهان (بیش از ۵۵٪ در ۲۰۲۳)
– اعتماد بالای بازارهای مالی جهانی به ثبات و نقدشوندگی دلار
– کمبود جایگزین‌های معتبر و گسترده برای جایگزینی کامل دلار
– مقاومت و فشارهای سیاسی-اقتصادی آمریکا بر کشورهایی که دلارزدایی می‌کنند

در همین رابطه تا مدت‌ها اقتصاددانان لیبرال معتقد بودند که دلارزدایی بیش از آنکه یک پروژه اقتصادی کارآمد باشد، جنبه سیاسی دارد و اجرای آن بدون ایجاد زیرساخت‌های قوی مالی می‌تواند پرهزینه و ناکارآمد باشد. اما با وجود آنکه دلار همچنان ارز مسلط جهان است؛ روند دلارزدایی در یک دهه اخیر شتاب چشم‌گیری گرفته است. سهم دلار در ذخایر ارزی جهان از حدود ۷۰٪ در دهه ۲۰۰۰ به کمتر از ۵۵٪ کاهش یافته و استفاده از یوان چین و سایر ارزها در تجارت جهانی رو به افزایش است. اتحادیه بریکس نیز در حال بررسی ایجاد ارز مشترک یا استفاده گسترده‌تر از ارزهای ملی برای تجارت میان اعضاست. در مجموع، دلارزدایی بیش از آنکه به معنای حذف کامل دلار باشد، بیانگر حرکت به سوی یک نظام مالی چندقطبی و کاهش انحصار دلار در نظم اقتصادی جهانی است.بنابراین دلارزدایی را می‌توان نه یک فرآیند آنی، بلکه حرکتی تدریجی و چندلایه دانست که ریشه در تحولات ژئوپلیتیک بین‌المللی و ناکامی‌های نظام مالی تک‌قطبی دارد. سلطه دلار طی دهه‌های گذشته اگرچه ثبات نسبی در مبادلات جهانی ایجاد کرده، اما آن را به ابزاری سیاسی برای فشار بر سایر کشورها نیز بدل ساخته است. از همین رو، دلارزدایی در اصل واکنشی دفاعی به این سلطه و تلاشی برای دستیابی به استقلال پولی، تنوع ارزی و ایجاد نظام مالی چندقطبی محسوب می‌شود.

این روند در کوتاه‌مدت احتمالاً به صورت کاهش سهم دلار و افزایش مبادلات با ارزهای ملی یا منطقه‌ای جلوه‌گر خواهد شد و در بلندمدت می‌تواند توازن جدیدی در ساختار اقتصادی جهانی پدید آورد. با این حال به دلیل عمق تاریخی، نقدشوندگی و اعتماد بالای بازارهای جهانی به دلار، حذف کامل آن در آینده‌ای نزدیک بعید به نظر می‌رسد. بنابراین، دلارزدایی بیش از آنکه پایان سلطه دلار باشد، نشانه آغاز گذار به نظمی مالی است که در آن قدرت‌های نوظهور نقش پررنگ‌تری در تعیین قواعد بازی خواهند داشت.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.