توافق پلازا که در ۲۲ سپتامبر ۱۹۸۵ در هتل پلازا نیویورک توسط وزرای دارایی و رؤسای بانکهای مرکزی کشورهای گروه پنج (G5) شامل ایالات متحده آمریکا، ژاپن، آلمان غربی، فرانسه و بریتانیا امضا شد، یک نمونه مهم از تلاش برای هماهنگی سیاستهای اقتصادی بینالمللی به شمار میرود. این توافق به دلیل نگرانیهای آمریکا از کسری تجاری فزاینده و ارزش بسیار بالای دلار شکل گرفت، شرایطی که صادرات آمریکا را گران و واردات را ارزان میکرد و صنایع آمریکا را تحت فشار قرار میداد. هدف صریح توافق، کاهش دستوری ارزش دلار در بازارهای جهانی، بهخصوص در برابر ین ژاپن و مارک آلمان غربی، بود تا توازن تجاری به نفع آمریکا برگردد.
اجرای این توافق بلافاصله با موفقیت در تغییر نرخ ارز همراه بود. پس از پلازا، دلار آمریکا طی دو سال تقریباً ۴۰ درصد از ارزش خود را در برابر ین ژاپن و مارک آلمان از دست داد. این کاهش ارزش شدید، گرچه بهطور نسبی به هدف کاهش کسری تجاری آمریکا با اروپا دست یافت، اما تأثیرات آن بر اقتصادهای دیگر یکسان نبود. در آلمان، با توجه به ساختار اقتصادی متفاوت، اثرات جانبی قابل کنترل بود. اما برای ژاپن، پیامدهای این توافق بسیار عمیق و ساختاری بود، به طوری که به مثابه کاتالیزوری برای بحرانهای اقتصادی بلندمدت این کشور عمل کرد.
برای تعدیل تأثیر افزایش ناگهانی ارزش ین بر بخش صادرات، بانک مرکزی ژاپن با هدف تقویت تقاضای داخلی، سیاستهای پولی به شدت انبساطی را در پیش گرفت و نرخ بهره را به صورت متوالی کاهش داد. توضیح اصلاح: افزایش ارزش ین (قویتر شدن پول ملی) کالاهای صادراتی ژاپن را برای خریداران خارجی گرانتر کرد، بنابراین دولت ژاپن با کاهش نرخ بهره سعی کرد پول بیشتری در داخل کشور به جریان اندازد تا وابستگی به صادرات کم شود. این نرخ بهره پایین و نقدینگی فراوان، به صورت فزایندهای به سمت بازارهای املاک و مستغلات و بورس اوراق بهادار هدایت شد و منجر به شکلگیری یکی از بزرگترین حبابهای دارایی در تاریخ اقتصادی مدرن ژاپن گردید. توضیح اصلاح: پول ارزان و فراوان، به جای رفتن به بخش تولید واقعی، به سمت سفتهبازی در بازارهایی مثل ملک و بورس رفت و قیمتها را بهطور کاذب بالا برد.
با ترکیدن حباب دارایی در ژاپن در اوایل سال ۱۹۹۰، اقتصاد این کشور به یک رکود عمیق و طولانیمدت فرو رفت. این فروپاشی، آغازگر دورهای شد که در ادبیات اقتصادی به عنوان “دهههای گمشده” ژاپن شناخته میشود. توضیح اصلاح: منظور از «دهههای گمشده»، دورهای است که ژاپن پس از ترکیدن حباب دارایی با رشد اقتصادی بسیار پایین یا منفی و تورم منفی مزمن مواجه شد. پیامدهای توافق پلازا برای ژاپن، هشداری جدی درباره ریسکهای سیاستگذاری هماهنگ بینالمللی و تأثیرات ناخواسته سیاستهای پولی انبساطی در برابر شوکهای ارزی بزرگ را به همراه داشت.
با وجود نتایج متناقض و تبعات نامطلوب بر ژاپن، توافق پلازا از منظر تاریخی اهمیت فراوانی دارد. این توافق، نمایشگر اوج همکاری و هماهنگی ارادی میان اقتصادهای بزرگ جهان پس از فروپاشی سیستم برتون وودز بود و الگویی برای تلاشهای بعدی نظیر توافق لوور (Louvre Accord) در سال ۱۹۸۷ فراهم کرد که هدف آن تثبیت نرخ ارز پس از کاهش شدید دلار بود. پلازا درسی کلیدی برای تصمیمگیران سیاستگذاری کلان است: در حالی که هماهنگی بینالمللی برای مقابله با عدم تعادلهای جهانی حیاتی است، اما در نظر گرفتن ساختارها و آسیبپذیریهای خاص اقتصادهای ملی در هنگام اجرای سیاستهای مشترک، ضروری و اجتنابناپذیر است تا از وقوع بحرانهای عمیق داخلی جلوگیری شود.
پست بعدی