از سال ۲۰۱۳ و درپی کاهش نرخ رشد اقتصادی چین، اژدهای آسیایی برآن شد تا با گسترش صادرات و ایجاد بازارهای جدید به منظور فروش کالاها و خدمات، خود را به سرعت از این وضعیت رهایی بخشد. در پی این اتفاق ایده احیای راه کهن ابریشم توسط چینیها پیگیری شد. این طرح ابتدا بانام راه ابریشم نوین(New Silk (Road مطرح شد و در ادامه یک کمربند یک راه ( One Belt One Road) نامیده شد و امروزه با عنوان ابتکار کمربند و راه (Belt and Road Initiative) شناخته میشود. البته ایجاد اختلال در روند روبهصعود رشد اقتصادی تنها دلیل طرح مسئله احیای راهابریشم نوین نبود بلکه عوامل گستردهتری این تصمیم را سبب شدند. برخی از مهمترین این عوامل عبارتند از:
۱- امنیت انرژی و دسترسی به منابع طبیعی
چین برای تامین نیازهای انرژی و مواد اولیه صنایع خود، وابسنگی شدیدی به منابع خارجی دارد. (طبق دادههای اداره اطلاعات انرژی آمریکا (EIA) و گمرک چین، ۷۲٪ از نفت مصرفی این کارخانه بزرگ آسیایی از خارج تأمین میشود.) حتما برایتان جالب است که بدانید کشور چین روزانه حدود ۱۵میلیون بشکه نفت مصرف میکند یعنی چیزی حدود ۳برابر بیشتر از توان اسمی برداشت روزانه ایران از منابع نفتی!
حالا ابتکار کمربند و راه یا همان پروژه یک کمربند یک راه سابق، راهی است برای دسترسی چین به منابع نفت و گاز کشورهای آسیای میانه و آسیای غربی مثل ایران، پاکستان، ترکمنستان، قزاقستان و روسیه. جمهوری خلق چین با با ساخت خطوط لوله، بنادر و راهآهن در این کشورها مسیرهای ایمنی برای تامین نیاز خود به انرژیهای فسیلی را ایجاد کرده است.
۲_ کاهش وابستگی به تنگه مالاگا و افزایش امنیت تجاری
طی سالهای اخیر درگیریهای اقتصادی و بعضا نظامی ایالات متحده و چین روبهفزونی بوده و این یعنی امنیت کاروانهای تجارت دریایی چین که از تنگه مالاگا عبور میکنند با یک تهدید دائمی روربهرو خواهد بود چراکه امنیت این تنگه تاحد زیادی در اختیار نیروی دریایی آمریکاست که دائما در این منطقه استقرار دارند.
تاکنون بیش از %۸۰ از نفت خام مورد نیاز چین از این تنگه عبور میکرد و حالا چین با سرمایه گذاری در طرحهایی همچون خط لوله سیبری و ایجاد بندر در گوارد پاکستان، به دنبال کاهش هرچه بیشتر این وابستگی است.
۳_ گسترش نفوذ سیاسی و ایجاد اتحادهای جدید
نارضایتی ار حضور استعمارگون آمریکا در غالب کشورهای آسیای میانه و غربی و همچنین آفریقا و آمریکای لاتین و جنوبی فرصتی بینظیر را برای ایجاد یک قدرت غیراستعماری به وجود آورده و چین میکوشد تا خود را به عنوان این قدرت جدید و رقیب اصلی قطب قیلی جهان معرفی کند. چین از طریق پروژه BRI به دنبال نفوذ تجاری در وهله اول و نفوذ سیاسی در گامهای بعدی در این کشورهاست که باید گفت تا بدینزمان به مقدار زیادی توانسته موفق عمل کند.
۴_ بین المللی سازی یوان و کاهش وابستگی به دلار
در دهه اخیر ایالات متحده شدیدا به استفاده از دلار به عنوان یک ابزار سیاسی برای حفظ هژمونی خود در جهان روی آورده است. این امر سبب شد تا سایر کشورها حتی در برخی موارد همپیمانان آمریکا همچون انحادیه اروپا به فکر چارهای جهت مصون ماندن از عواقب این استفاده ابزاری از دلار باشند.
برای مثال معادل یک پیمان دوجانبه ، تا سال۲۰۲۱ حدود نیمی از مبادلات انرژی میان روسیه و اتحادیه اروپا به روبل تسویه میشد. همچنین فرانسه با هند و آلمان با چین و ترکیه با ایتالیا قراردادهایی منعقد کردهاند که براساس آن بخشی از تبادلات آنها با ارزهای محلی تسویه میشوند.
به طبع چین نیز که سودای مبدل گشتن به یک قدرت جهانی را در سر دارد بیش از پیش به دنبال گریز از تله تحریمهای پولی ایالات متحده است. بدین سبب به دنبال راههایی جهت انعقاد پیمانهای پولی دوجانبه است. اکنون ابتکار کمربند راه این امکان را برای اژدها فراهم آورده تا با بیش از ۳۰ کشور دنیا مبادلات مبتنی بر یوان داشته باشد.
۵_ رقابت با آمریکا و طرح های مشابه غربی
برخی مناطق همچون غربآسیا و قاره آفریقا به دلیل منابع سرشار خدادادی و توان فنی پایین به جهت بهرهبرداری از این منابع، جزوی از مطامع قدرتهای بزرگ دنیا بودهاند. ایالات متحده و اروپا از مدتها قبل به دلیل نیاز وافری که به منابع خام و نیروی کار ارزان قیمت داشتند، در صدد ورود به کشورهای منطقه مزبور برآمدند و دست به استعمار آنها زدند.
امروز اما قدرتهای نوظهور نظیر چین و روسیه به شدت این حضور سنتی غربیها در این مناطق را تهدید و در مواردی تحدید میکنند. و اکنون رقابتی سخت بر سر حفظ شرکای جهان سومی در میان قدرتها در گرفته است. از سویی روسیه به دنبال ایجاد یک همبستگی میان کشورهای دارای ریشههای کمونیستی در آمریکای لاتین، آفریقا و آمریکای جنوبی است؛ ایران اتحاد میان کشورهای محور مقاومت و جنوب جهانی را میجوید و چین به دنبال ایجاد هرچه بیشتر متحدین جهانی به جهت افزایش نفوذ خود و فرار از تله انزوا و تحریمپذیری است.
امروز رقابتی عمیق و جدی درباره ایجاد و حفظ همپیمانان میان قدرتها درجریان است. به نحوی که آمریکا به بازیگردان اصلی طرح راه ابریشم آمریکایی(American Silk Road ) بدل گشته که طرح کریدورهایی همچون آیمک_ که سبب اتصال بازارهای هند و اروپا بود_ جزئی از این طرح هستند. آمریکا در این طرح هدف اصلی خودرا بر جداسازی کشورهای آسیای میانه به ویژه قزاقستان و ازبکستان از چین و روسیه و همچنین حفظ کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس معطوف کرده است.
همچنین ایران نیز به دنبال آن است تا از طریق پروژه CASA-1000 انرژی الکتریکی مورد نیاز پاکستان و افغانستان را از سوی قرقیزستان و تاجیکستان تامین کند. و پروژه انتقال گاز آسیای میانه به هند تحت عنوان TAPI نیز در کنار خط لوله صلح (انتقال گاز ایران به هند) در دست بررسی است.
و حالا چین با معرفی طرح خود قصد دارد تا با پاسخگویی به نیازهای کشورهای منطقه در حوزه انرژی، جایگاه خودرا از این حیث نیز در منطقه و جهان تقویت کند.
جمعبندی
به صورت کلی ابتکار کمربند راه (BRI) یک طرح جامع تجاری_سیاسی است که برای موفقیت کامل الزامات زیاد از جمله همکاری کشورهای منطقه، تفوق ژئواکونومیک چین و هم پیمانانش بر آمریکا و همپیمانان، دور شدن اروپا از ایالات متحده و نزدیکی به چین، برقراری امنیت در مرزهای غربی چین به ویژه مناطق اویغور نشین، برقراری ثبات پایدار در آسیای میانه به ویژه در کشورهایی چون ترکمنستان، افغانستان و پاکستان را دربر دارد که هریک به تنهایی پتانسیل مبدل گشتن به پاشنه آشیل و مانعی جدی در راستای اجرای موفق این طرح را دارا هستند.
در این بین به نظر میرسد ایران باید به دنبال ایفای نقش فعالانه در ارتباط با همسایگان و بهرهبرداری حداکثری از مزایای این طرح باشد تا از سویی بتواند با خروج از انزوا و تجارت با کشورهای منطقه از دام تحریمها بگریزد و از سوی دیگر با بهره گیری از مزایای کهن ژئوپولیتیک خود، جایگاه واقعی خود را درمیان کشورها بیابد.