آیا سیاستهای اقتصادی چین میتواند دوستانش را در جنوب جهانی افزایش دهد؟
پیمان حسنی، کارشناس اندیشکده دیپلماسی اقتصادی
دور دوم ریاست جمهوری ترامپ با سیاستهای «اول آمریکا» ضربهای سنگین به اقتصادهای نوظهور وارد کرده و فرصتی طلایی برای دیپلماسی اقتصادی چین ایجاد کرده است. گزارش اخیر دیوید لوبین از مؤسسه سلطنتی امور بینالملل بریتانیا (چتم هاوس) با تمرکز بر روابط چین با جنوب جهانی نشان میدهد که پکن میتواند با تعادلبخشی به تجارت، حمایت سیاسی بیشتری کسب کند و خود را به عنوان ستون جایگزین نظم جهانی معرفی نماید. برای مخاطب ایرانی که در تقابل با تحریمهای غربی قرار دارد درک این پویاییها حیاتی است. جهان در حال تغییر است و ایران میتواند از شکافهای ایجادشده برای تقویت روابط اقتصادی با شرق بهره ببرد، اما بدون نوآوری در دیپلماسی فرصتها یکی پس از دیگری از دست میرود.
هدیه ترامپ به پکن؛ فرصتی برای رهبری جنوب جهانی
سیاستهای ترامپ از تعرفههای تنبیهی تا قطع کمکها و تضعیف نهادهایی مانند بانک جهانی اقتصادهای نوظهور را تحت فشار قرار داده و آنها را بیشتر به تجارت و کمک خارجی وابسته کرده است. در واقع این وضعیت به پکن اجازه میدهد تا با وعدههایی مانند دسترسی بدون تعرفه به بازار چین برای کشورهای کمتر توسعهیافته (مانند ۳۳ کشور آفریقایی) و توافقهای اقتصادی با کشورهایی مثل ویتنام، کامبوج و آمریکای لاتین، حمایت سیاسی کسب کند. اما گزارش هشدار میدهد که ادعاهای همبستگی چین با جنوب جهانی، بدون تغییرات واقعی در روابط اقتصادی، توخالی باقی میماند.
تجارت نامتعادل؛ منبع خشم در جنوب جهانی
رشد تجارت جنوب-جنوب با محوریت چین نقطه روشنی است. اما مازاد تجاری پکن با اقتصادهای نوظهور که اکنون نیمی از مازاد کلی چین را تشکیل میدهد مایه ناامیدی است. چین مواد خام وارد میکند و کالاهای ساختهشده را با ارزش افزوده صادر میکند که این عدم تقارن ناشی از سیاستهای داخلی مانند کاهش سرمایهگذاری املاک و سیاست های حفاظتگرایی آمریکاست. در مجموع عدم توازن تجارت چین منجر به اقدامات خصمانه مانند تعرفههای برزیل بر فولاد چینی شده است. آمریکای لاتین و جنوب شرقی آسیا بیشترین محدودیتهای تجاری علیه چین را اعمال کردهاند، که این روند پکن را به عنوان منبع عرضه بیش از تقاضا نشان میدهد.
جریانهای مالی؛ چین گیرنده خالص سرمایه
در حوزه مالی داستان مثبت نیست. چین اکنون بازپرداخت وامهای قدیمی از جنوب جهانی را بیش از وامهای جدید دریافت میکند و به گیرنده خالص سرمایه تبدیل شده است. سرمایهگذاری مستقیم خارجی (FDI) چین افزایش یافته و به بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار رسیده اما محدود به کشورهایی مانند اندونزی، ترکیه، مراکش و مصر است که اغلب برای دور زدن تعرفهها استفاده میشود و ریسک اقدامات تنبیهی از سوی اروپا یا آمریکا را افزایش میدهد. این الگو، اگرچه برای توسعه صنعتی مفید است، برای بسیاری از کشورهای آفریقایی قابل تکرار نیست.
تقاضامحور شدن و تقویت یوآن، کلید موفقیت
بهترین حمایت چین از جنوب جهانی، تبدیل شدن به منبع تقاضا به جای عرضه است. گزارش پیشنهاد میکند که پکن با سیاستهای انبساطی مانند افزایش مخارج عمومی، اصلاح سیستم هوکو(سیستم گذرنامه داخلی چین) و به ویژه تقویت یوآن، تقاضای داخلی را افزایش دهد تا واردات از اقتصاد های نوظهور رشد کند و مازاد تجاری کاهش یابد. این تغییرات نه تنها رفاه خانوارهای چینی را بهبود میبخشد؛ بلکه حمایت سیاسی جنوب جهانی را تقویت میکند و ریسکهای ژئوپلیتیکی خوداتکایی را کاهش میدهد.
جمع بندی
بهطور کلی گزارش چتم هاوس نشان میدهد که سیاستهای ترامپ فرصتی برای چین ایجاد کرده تا دوستان بیشتری در جنوب جهانی پیدا کند. اما تجارت نامتعادل و جریانهای مالی محدود، این جاهطلبی را تضعیف مینماید. تعادل مجدد از طریق تقاضامحور شدن و تقویت یوآن، کلیدیترین گام است تا پکن واقعاً رهبری کند. برای ایران وابستگی صرف به چین زنگ خطر است عصر تکیه بر روابط سنتی به پایان رسیده و زمان جستوجوی اتحادهای نوین اقتصادی با شرق، با تمرکز بر منافع متقابل فرا رسیده است.