آسیبپذیری پنهان بازار نفت؛ قمار بر روی ذخایر تهیشده
امیرحسین عربپور؛ کارشناس اندیشکده دیپلماسی اقتصادی
فارن پالیسی در گزارش جدید خود هشدار میدهد که آرامش نسبی قیمت نفت در دور اول بحران هرمز، تصوری اشتباه در کاخ سفید ایجاد کرده که بازار نفت در برابر شوکها مقاوم است. اما این ثبات ظاهری، حاصل مصرف ذخایر راهبردی انباشتهشده در طول دههها بوده است. با ازسرگیری درگیریها، بسته شدن دوباره تنگه هرمز و اعمال محاصره دریایی علیه عربستان توسط حوثیها، بسیاری از این “ضربهگیرها” تخلیه شده و بازار در برابر افزایش سریع قیمتها بسیار آسیبپذیرتر از قبل است. کمبود جدی در بخش فرآوردههای نفتی (مانند گازوئیل و سوخت جت) و فرسودگی زیرساختهای ذخیرهسازی، بحرانی قریبالوقوع را رقم زده که میتواند به سرعت به اقتصاد جهانی و ثبات سیاسی کشورها ضربه بزند.
اتکا به “مخازن” نه “جریان“
گزارش استدلال میکند که ثبات بازار در بهار ۲۰۲۶، ناشی از یک میراث انباشته از ذخایر بوده است، نه انعطافپذیری ذاتی سیستم. این میراث شامل چهار مؤلفه اصلی بوده که اکنون به شدت تحلیل رفتهاند:
۱. ذخایر استراتژیک و تجاری نفت خام: ذخایر قابل دسترس نفت که در ابتدای جنگ حدود ۸۰۰ میلیون بشکه برآورد میشد، تا اواخر آوریل یکسوم آن مصرف شد. ذخیره استراتژیک آمریکا نیز از ۴۱۴ میلیون بشکه در ابتدای جنگ به ۳۱۶ میلیون بشکه در اواسط ژوئیه کاهش یافته که پایینترین میزان از ۱۹۸۳ است. کارشناسان نسبت به توانایی زیرساختهای فرسوده این ذخایر برای برداشت بیشتر ابراز نگرانی کردهاند.
۲. مسیرهای جایگزین و تولید افزایشی: در دور قبل، عربستان و امارات با تغییر مسیر به بنادر دریای سرخ و فجیره، بخشی از کسری را جبران کردند. اما محاصره دریایی جدید حوثیها در بابالمندب، مسیر جایگزین عربستان را نیز مسدود کرده و نفتکشها را مجبور به طی مسیر بسیار طولانیتر (دور آفریقا) میکند که هزینهها را به شدت افزایش داده و شبکه حملونقل را تحت فشار قرار میدهد.
۳. کاهش تقاضای ناشی از اجبار: کاهش حدود ۵ میلیون بشکهای تقاضا در روز، عمدتاً ناشی از سیاستهای جیرهبندی، تعطیلی کارخانهها و لغو پروازها در آسیا بوده است. این نوع کاهش تقاضا، پایدار نبوده و به دلیل فشارهای سیاسی و تورمی، به محض رفع بحران، دوباره افزایش مییابد. اعتراضات به قیمت سوخت در چندین کشور، نشانه شکنندگی این ضربهگیر است.
۴. روانشناسی بازار و قیمتگذاری: مهمترین عاملی که از جهش قیمتها جلوگیری کرد، باور معاملهگران به این بود که ترامپ به دلیل انتخابات میاندورهای، تن به ادامه بحران نخواهد داد. این باور، قیمتهای آتی نفت را مهار کرد، در حالی که قیمت نفت فیزیکی (نقدی) در آوریل تا ۱۵۰ دلار در هر بشکه نیز معامله میشد. با ازسرگیری جنگ، ترامپ نشان داده که حاضر به تحمل هزینههای سیاسی آن است، که این باور را تضعیف کرده و میتواند منجر به خرید وحشتآمیز معاملهگران و افزایش شدید قیمتها شود.
توصیهها و هشدارهای کلیدی گزارش برای سیاستگذاران
۱. توجه به شکاف قیمت نفت خام و فرآوردههای آن: تمرکز صرف بر قیمت نفت خام (برنت) گمراهکننده است، زیرا شکاف قیمتی (crack spread) بین نفت خام و محصولاتی مانند گازوئیل و سوخت جت به بالاترین سطح ۴ ساله رسیده، پالایشگاههای منطقه خلیج فارس تعطیل شده و صادرات روسیه نیز به دلیل حملات اوکراین متوقف شده است. فرآوردهها را نمیتوان در مقیاس زیاد ذخیره کرد و موجودیهای کشورهای توسعهیافته پیش از شروع درگیریهای جدید تخلیه شده بود. این به معنای افزایش قریب الوقوع قیمت سوخت مصرفی مردم و هزینه حملونقل کالاهای اساسی است.
۲. مدیریت زمان اندک باقیمانده: کاهش ناگهانی واردات نفت چین در ماه ژوئن (۴۱ درصد)، تنها یک فرصت تنفسی کوتاهمدت برای بازار ایجاد کرده است، چراکه نشانههایی از افزایش دوباره خرید این کشور برای پر کردن ذخایر استراتژیک خود دیده میشود. گزارش هشدار میدهد که با وضعیت فعلی، **تنها چند هفته تا بروز کمبود جدی عرضه فاصله است.
۳. بازی با مخزن خالی: نتیجه نهایی گزارش این است که جهان دور اول بحران را با خرج کردن میراثی که دههها برای انباشت آن زمان صرف شده بود، پشت سر گذاشت. بازسازی این ذخایر سالها طول خواهد کشید. بنابراین، هرگونه محاسبه برای مدیریت دور جدید بحران بر اساس الگوی قبلی، یک قمار پرخطر با پیامدهای اقتصادی و سیاسی غیرقابل پیشبینی است.
نتیجهگیری
ایالات متحده و متحدانش باید درک کنند که آسیبپذیری واقعی بازار نفت، بسیار بیشتر از آن چیزی است که ارقام قیمت نفت خام نشان میدهند. ادامه درگیری و تکیه بر ذخایر تهیشده، نه تنها هزینههای اقتصادی سرسامآوری بر دوش مصرفکنندگان جهانی خواهد گذاشت، بلکه به دلیل کاهش شدید ذخایر راهبردی، امنیت انرژی بلندمدت غرب را با مخاطره جدی مواجه میکند. راهبرد جایگزین، تمرکز فوری بر «دیپلماسی فعال برای رفع محاصره بابالمندب و تنگه هرمز»، همراه با برنامهای جامع برای «بهبود کارایی مصرف انرژی و تسریع در گذار به منابع جایگزین» در میانمدت است.