دکتر روح‌اله کهن‌هوش نژاد؛
دانشجوی دکتری مدیریت قراردادهای بین المللی نفت و گاز دانشگاه امام صادق(ع)

  بحث وضعیت تحریم­ها در شرایط کرونا موضوعی است که مدتی پس از شیوع این بیماری مطرح گردید. برخی خواستار رفع تحریم‌های آمریکا علیه ایران در این شرایط شدند و مقابله با این بیماری بدون رفع تحریم‌ها و امکان فروش و وصول درآمدهای نفتی را غیرممکن می‌دانستند. در این یادداشت قصد دارم نگاه متفاوتی به موضوع داشته باشم و این بار اثر بحران کرونا را بر ابزار تحریم بررسی کنم. در واقع، اثر شیوع این بیماری بر زنجیره جهانی عرضه، حمایت از تولید داخلی و متعاقباً تضعیف ابزار تحریم­ بسیار قابل توجه است.

ابتدا لازم است مفهوم زنجیره جهانی عرضه را توضیح دهم. معنای سرراست اصطلاح «زنجیره جهانی عرضه»، درگیر شدن شرکت‌های متعدد از کشورهای مختلف در ساخت و تولید یک محصول معین است. مثلاً محصول آیفون از شرکت اپل در قطعات مختلف در ده­ها کشور تولید می‌شود. آیفون در نگاه اول یک کالای آمریکایی است که توسط یک شرکت آمریکایی فروخته می‌شود، لکن در واقع آیفون یک محصول جهانی است. شیوع ویروس کرونا این زنجیره را به­ شدت تحت تأثیر قرار داده و این مسأله در خصوص کالاهای دارویی و پزشکی به یک بحران تمام عیار تبدیل شده است. این امر باعث شده تا دولت‌ها در سراسر جهان به­ ویژه آمریکا تحت فشار برای حمایت بیشتر از تولید داخلی قرار گیرند. با توجه به فشاری که به مردم وارد شده، بحث‌های نظری حمایت از تولید داخلی یا تقویت تجارت آزاد فعلاً رخت بر بسته و همگان به دنبال کاهش وابستگی خود به اقتصاد جهانی و داخلی کردن زنجیره عرضه کالاهای مختلف برای کاهش میزان آسیب­پذیری خود هستند.  

به نظر می‌رسد تولید داخلی کالاهای حیاتی و قطعات آنها در دوره پساکرونا نیز تقویت و مشوق‌های بیشتری برای تولید داخلی این کالاها در سراسر جهان اعطا خواهد شد. این به معنای داخلی‌سازی زنجیره جهانی عرضه است. هرچه میزان جهانی بودن زنجیره عرضه رقیق‌تر شود، تجارت جهانی کاهش یافته و میزان کارایی تحریم‌ها تنزل پیدا می‌کند.

جهانی بودن زنجیره عرضه بدین معناست که نقاط و نواحی متعددی وجود دارد که ایالات متحده می‌تواند تحریم‌های خود را روی آنها اعمال نماید. در مثال آیفون، چنانچه ایالات متحده فروش مستقیم آیفون به کشوری مانند ایران را تحریم نکند، اما به دلیل تولید قطعات آن در ده‌ها کشور مختلف، چنانچه یکی از آن کشورها بخواهد به دلیل تحریم قطعات تولیدی آیفون‌های به مقصد ایران را ارائه ندهد، عرضه این محصول به ایران دچار اختلال خواهد شد. این بدان معناست که فرصت­‌های متعددی برای کشور تحریم‌کننده برای دخالت در یکی از نقاط زنجیره جهانی عرضه وجود دارد.

این نگاه زنجیره‌ای در تحریم‌های آمریکا علیه ایران کاملاً به چشم می‌خورد؛ در تحریم ایران نه تنها کالاها بلکه زنجیره خدمات بانکداری، بیمه، کشتی‌رانی و سایر خدمات مورد نیاز برای صادرات و واردات کالاها به ایران هدف قرار گرفته است. اما داخلی­‌تر شدن زنجیره عرضه به معنای کاهش نقاط در دسترس برای اعمال تحریم‌ها خواهد بود؛ در واقع از یک طرف کالاهای قابل هدف‌گذاری کاهش خواهند یافت و از سوی دیگر نیاز به خدمات بانکداری، بیمه، کشتی‌رانی و… نیز کاهش خواهد یافت. البته زیان وارده به سیاست تحریم تنها محدود به این نخواهد بود. هرچه زنجیره­‌های عرضه داخلی‌تر شود، نه تنها کانال‌های فشار مستقیم کمتر می‌شوند، بلکه حس کلی تحریم شدن نیز از بین خواهد رفت. مثلاً هنگامی که آمریکا شرکت‌های انرژی اروپایی را به خاطر خرید نفت از ایران تهدید به تحریم می‌کند، این شرکت‌ها تحریم را تنها در عدم دسترسی به محصولات آمریکایی در بخش انرژی نمی‌بینند، بلکه تحریم را در محدوده وسیع عدم دسترسی به تأمین مالی آمریکا، حقوق مالکیت و غیره حس می‌کنند و در واقع دیگر نمی‌توانند فعالیت معمولی در اقتصاد جهانی داشته باشند.

داخلی شدن زنجیره‌های عرضه، باعث می­شود شرکت‌ها کمتر در معرض جریان‌های اقتصاد جهانی قرار گرفته و جرأت بیشتری برای به چالش کشیدن تحریم‌ها پیدا کنند.

ایالات متحده در میان سایر کشورها به طور مضاعف از این مسأله متضرر خواهد شد زیرا دولت این کشور بسیار بیشتر از دیگر دولت‌ها از ابزار تحریم استفاده می‌کند و وابستگی زیادی به تحریم‌های مستقیم برای مقابله با مخالفان خود دارد. دولت ترامپ نیز مجبور است به دلیل تأمین مایحتاج مردم و جبران بیکاری ناشی از کرونا و کاهش قیمت نفت همچنان به سیاست حمایت از تولید داخلی ادامه داده و شاهد ضعیف‌تر شدن روزافزون ابزار تحریم باشد.


0 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *