رویای دنیای آمریکایی

محسن نساج /پژوهشگر دفتر مطالعات دیپلماسی اقتصادی : علی رغم قدمت مفهوم دیپلماسی اقتصادی و سابقه فراوان آن در تاریخ روابط بین الملل و مواجهه کشور ها و دولت ها با یکدیگر در عرصه های مختلف و همچنین نمونه های اساسی و مثال زدنی کاربرد آن در نقاط عطف تاریخ روابط بین الملل از قبیل نقش کلیدی و راهبردی ایفا شده توسط آن در جنگ جهانی دوم و مسائل پس از آن (مانند پایان بخشیدن به رکود اقتصادی بزرگ آمریکا و مواجهه آمریکا و شوروی در قالب جنگ سرد) امروزه در دنیا دیپلماسی اقتصادی نوین متفاوت از گذشته و نه به عنوان یکی از ابزار ها و روش مواجهه و نبرد بلکه به عنوان گونه ای از آن مطرح می شود.

پیشرفت های تکنولوژی و پیچیدگی های دنیای امروز بر ابعاد و وجوه آن افروده و تنوع و تفاوت تاکتیکی گسترده ای را در آن رغم زده است. در این بین همواره یکی از سوالها و موضوعات  اصلی علم دیپلماسی اقتصادی و بررسی های پژوهشگران و اندیشمندان این بوده  که در یابند خواستگاه دیپلماسی اقتصادی کجاست و چه عاملی در آن اصالت و محوریت دارد؟ سیاست و دیپلماسی پایه و اصل است یا اقتصاد و تجارت؟ جایگاه حقوق بین الملل و حقوق تجارت در آن کجاست؟ کدامیک نقش محوری، اثر گذار و پیشبرنده ایفا می کند؟ و نهایتا آنکه نمونه عالی و تکامل پیدا کرده ی آن از چه مختصاتی برخوردار است؟

عصر ترامپ!

با آغاز تکیه زدن دونالد ترامپ بر مسند ریاست جمهوری آمریکا  و برعهده گرفتن سکان هدایت کاخ سفید، دنیا به انتظار و تماشای کنش های مردی نشست که درکشاکش رقابت های انتخاباتی و در مواجهه و جدال با سیاستمداران ورزیده و استخوان خردکرده ای چون بانوی اول اسبق آمریکا و وزیر خارجه سابق هیلاری کلینتون و دیگرانی چون تد کروز، جرج بوش و … برتر و برنده از میدان خارج شده  و حتی حاشیه های فراوان مطرح شده علیه وی نیز مانع پیروزی او در انتخابات ریاست جمهوری و نتایج آرای الکترال نشده بود.

در آن برهه جهان روابط بین الملل به دنبال تحلیل و پیش بینی آمریکای دورانی بود که مردی تجارت پیشه هدایت و سکانداری آن را بر عهده گرفته است تا ببیند و بداند کشوری با ویژگی ها و جایگاه ایالات متحده در دوران ترامپ چه سمت و سویی خواهد داشت و چه نوع اهداف و چشم اندازهایی را دنبال خواهد کرد. چالش های دوران وی چه خواهد بود و شیوه ی تعامل و مواجهه او با هم پیمانان، متحدین و نهایتا دشمنان چگونه خواهد بود. دنیا برای نتیجه گیری خیلی به انتظار ننشست. رئیس جمهور منتخب ایالات متحده در راستای عمل به وعده های انتخاباتی و تمرکز بر شعار بازگرداندن دوباره عظمت به ایالات متحده و رویای آمریکایی با محور قرار دادن موضوعات اقتصادی و معیشتی دست به اقدامات فراوانی زد که صدور قریب به ۱۰۹ دستور اجرایی در مدت کمتر از ۳ سال که بخش قابل توجهی از آن اقتصاد یا موضوعات مربوط به آن می باشد.

درهمین راستا شاهد اقداماتی از قبیل موارد زیربوده ایم:  

  • کشیدن دیوار مرزی بین ایالات متحده و مکزیک
  • خروج از پیمان اقلیمی پاریس
  • تبدیل ایالات متحده به صادر کننده گاز خشک برای اولین بار از ۱۹۵۷
  • فشار به ناتو و نهایتا پرداخت ۶۹ میلیارد دلار بیشتر برای دفاع نسبت به سال ۲۰۱۶
  • تشکیل شاخه نیروی فضایی در نیروی های نظامی ایلات متحده
  • خروج از برجام
  • قانون ممنوعیت سفر اتباع ۷ کشور ایران، سوریه، یمن، لیبی، کره شمالی، ونزوئلا به آمریکا
  • جایگزینی پیمان نفتا (NAFTA )با پیمان تجاری جدید ایالات متحده_مکزیک
  • توافق با اتحادیه اروپا بر سر افزایش صادرات آمریکا
  • وضع تعرفه بر فولاد و  آلومینیوم
  • وضع تعرفه بر چین
  • خروج از پیمان منع گسترش موشک های هسته ای میانبرد (INF)
  • وضع تحریم های چند جانبه علیه روسیه
  • وضع تحریم های نفتی علیه ونزوئلا
  • وضع تحریم های جند جانبه علیه ایران
  • و…

دکترین « رهبری علنی »

 بررسی مجموعه اقدامات ترامپ در عرصه های مختلف و تفسیر نتایج و مشاهده شیوه ی تناسب و ارتباط و هماهنگی میان آن ها، برخلاف نظر برخی دیگر از صاحب نظران که ترامپِ رئیس جمهور را سردرگم، بی تجربه و دمدمی مزاج می خوانند، پژوهشگران را برآن می دارد تا در قبال تصمیمات، اقدامات و افعال وی از لفظ دکترین بهره گیرند. دکترینی که به شکل خاص در حوزه اقتصاد از ناسیونالیسم اقتصادی پیروی می کند. بر اساس مقاله اخیر مایک پومپئو در مجله فارن‌افرز، که در وبگاه وزارت خارجه آمریکا بازنشر شده، اولین خصیصه دکترین ترامپ کنار گذاشتن «رهبری پشت صحنه» ی دوران اوباما و تاکید بر رهبری علنی آمریکا در جهان است. ویژگی دیگر این دکترین، تهدید به استفاده از زور است.

از دیدگاه پومپئو، فشار تهاجمی و چند جانبه ترامپ در کنار تهدید صریح به استفاده از زور، در صورت ضرورت است. برای مثال به زعم وی همین امر باعث فراهم شدن شرایط مناسب برای متعهد شدن کیم جونگ اون به هسته‌ای‌زدایی “نهایی و کاملا قابل‌تایید” شده است. وزیر خارجه آمریکا در ادامه تصریح میکند دولت ترامپ در برابر ایران هم کارزار “فشار و زور حداکثری” مشابهی را دنبال می‌کند که برای قطع درآمد‌های نظام ایران طراحی شده است.

ویژگی بعدی دکترین ترامپ، استفاده از دیپلماسی است. از دیدگاه پومپئو، ترامپ مایل است حتی با سرسخت‌ترین دشمنان آمریکا هم گفتگو کند. در این زمینه، او به دیپلماسی ترامپ با کیم جونگ اون اشاره می‌کند که البته پیشنهادات فراوان مذاکره به ایران و حتی استفاده از واسطه ها برای تسهیل امر نیز در همین راستا دیده می شود. با این حال، ترامپ از توافقات بد هم متنفر است و در خروج از توافقاتی که منافع آمریکا را بیشتر نمی‌کنند، تردیدی به خود راه نمی‌دهد(نمونه های موجود در اقدامات ذکرشده ی فوق) اما با توجه به تجربه های موجود دولت ترامپ علاوه بر دیپلماسی، معتقد به آغاز یک  کارزار چندوجهی فشار علیه دشمنان خود است.

اولین بخش این کارزار  اقدامات، تحریم‌ها و فشار های اقتصادی است. برای مثال فقط در خصوص ایران بنا بر گفته پومپئو وزیر خارجه ایالات متحده، در دولت ترامپ، آمریکا ۱۷ دور تحریم علیه ایران اعمال کرده که ۱۴۷ نهاد و شخص را هدف قرار می‌دهد. نمونه های مشابه اعمال شده و اقدامات اتخاذ شده با رویکرد یکسان در قضایای مربوط به مواجهه آمریکا با روسیه و ایران و حتی به نوعی در نبرد تجاری با چین نیز مشاهده می شود.

هدف از تحریم‌های اینچنینی این است که طرف مقابل مجبور به اتخاذ یک تصمیم شود. یعنی سیاست‌هایی که در وهله اول باعث اعمال تحریم‌ها شده را متوقف  کرده و مجاب به تغییر رویه شود و این تغییر رویه در مورد مثالی ایران تا حد و اندازه های تغییر رژیم (regime change)هم برنامه ریزی و هدف گذاری شده است. بخش دیگر این کارزار، تهدیدات در ارتباط به قدرت نظامی است. که سرنخ هایی از آن را در خروج از پیمان منع گسترش موشک های هسته ای میانبرد (INF) یا تشکیل شاخه نیروی فضایی در نیروی های نظامی ایالات متحده میتوان مشاهده کرد.

علاوه بر موارد فوق تبدیل وضعیت سرمایه های سیاسی و استراتژیک ایالات متحده به منبع درآمد و سودآفرینی و به عبارتی دیگر نقد کردن ذخایر سیاسی و استراتژیک ایالات متحده در دنیای روابط بین الملل و نزد متحدان را نیز باید در نظر داشت. ایالات متحده دوران ترامپ به دنبال دریافت هزینه های حمایت ها و نفش آفرینی های خود در دنیای روابط بین الملل و کاهش بار اقتصادی اقدامات و نقش افرینی های سیاسی خود و وابستگی مالی متحدان به خود است. کاهش حمایت های مالی از متحدان ناتو و بستن قرارداد های سنگین نظامی تسلیحاتی با متحدانی چون پادشاهی عربستان به ارزش ۴۶۰ میلیارد دلار که بزرگترین قراراداد تسلیحاتی تاریخ ارزیابی شده است از جمله ی این دسته از سیاست ها و اقدامات است.

شناخت یک رویکرد

نتیجه آن که، آمریکای ترامپ تاجر، آمریکای دیپلماسی اقتصادی است. شاید اکنون با مشاهده، تفسیر و تحلیل آمریکای ترامپ بتوان در مورد نقطه اتکا و تمرکز دیپلماسی اقتصادی بهتر اندیشید و نتیجه گیری کرد. نمونه آمریکای دوران  ترامپ جدای از سنجیدن احتمالات مربوط به دوره دوم ریاست جمهوری و تغییرات محتمل در رویکرد مسلط بر فضای سیاست خارجی دوره دوم احتمالی، یکی از برجسته ترین نقاط تاریخ تکامل و تطور علم دیپلماسی اقتصادی است و به نظر می رسد نمونه جالب توجهی در مطالعات مربوط به دیپلماسی اقتصادی محسوب شود.

تنوع تاکتیکی بالا، ابداع نهادی و ساختار سازی های صورت گرفته، شیوه های ایجاد تمرکز در تصمیم سازی و تصمیم گیری و اقدام، روش های ایجاد یکپارچی و اجماع بین المللی، روند سازی جهانی، استفاده از ابزار های متنوع دیپلماتیک، نظامی و حقوقی با اصالت و محور قرار دادن دپیلماسی اقتصادی و … همه و همه از نقاط شایسته برای مطالعه و بررسی پژوهشگران و محققان این حوزه است. آمریکای امروز آمریکایی است که در تصمیمات ریز و درشت داخلی و خارجی نقش اقتصاد، تجارت و بازار را شاید پررنگ تر از همیشه حس می کند. امروز تحقق رویا/دنیای آمریکایی و تجلی جهانی سازی شاید فقط و فقط یک متولی دارد و آن دیپلماسی اقتصادی است.


0 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *