امیرحسین عرب پور/پژوهشگر دفتر مطالعات دیپلماسی اقتصادی

مقدمه

تحولات کنونی منطقه و جهان، تشکیل تمدن نوین اسلامی را بیش از پیش برای مسلمانان جدی و با اهمیت می‌کند. تمدنی که لازمه تحقق آن، ساخت دولت اسلامی است. تعامل اقتصادی و تاثیر مبادلات تجاری در انتقال ایدئولوژی، عواملی هستند که توجه به دیپلماسی ‌اقتصادی را در میان دیگر عوامل دولت سازی متمایز می‌کنند. در این بین، ایران اسلامی طلایه‌دار اصلی ساخت تمدن نوین اسلامی است. جمهوری اسلامی ایران کشوری مسلمان و قدرتمند در قلب غرب آسیا، با اهدافی انقلابی است که از موقعیت برجسته جغرافیایی، منابع سرشار طبیعی و نیروی انسانی جوان برای تبدیل شدن به یک قدرت تعیین کننده در منطقه و تاثیرگذار در جهان برخوردار است. ایران با اتکا به این ویژگی‌های ممتاز، در روابط خارجی همواره برای تحکیم قدرت منطقه‌ای و اقتدار ملی خود تلاش کرده و به دنبال ساخت دولت اسلامی با استفاده از عناصر قدرت همچون اقتصاد است تا بتواند تشکیل تمدن نوین اسلامی را تسریع نماید.
مفهوم دیپلماسی اقتصادی

یکی از سیاست‌های کارآمد و راهبردی برای پیشرفت اقتصادی و کسب امتیاز در سطح بین‌المللی، از تلاقی دو حوزه اقتصاد و سیاست خارجی با عنوان «دیپلماسی اقتصادی» حاصل می‌شود. دیپلماسی اقتصادی یک موضوع میان رشته‌ای با زمینه‌های اقتصاد بین‌الملل، اقتصاد سیاسی- بین‌الملل و ادبیات روابط بین‌‌الملل است. این مفهوم در دوران پس از جنگ سرد و در فرآیند جهانی شدن مطرح شد و امروزه به عنوان یکی از ابزارهای نوین، کارآمد و موثر در فضای بین‌الملل در برابر دیپلماسی سنتی قرار گرفته است. به تعبیری امروزه امور سیاسی آغاز کننده کار اقتصادی است و همچنین اقتصاد باید پیوندهای سیاسی را استحکام بخشد. بن‌مایه مفهوم دیپلماسی اقتصادی، کلمه «دیپلماسی» است که به معنی فن، تدبیر و یا روش مسالمت آمیز مدیریت روابط بین واحدهای سیاسی و ابزاری برای پیشبرد سیاست خارجی دولت‌ها شناخته می‌شود (کاظمی، ۱۳۹۵: ۱۲۱). برخی در تعریف دیپلماسی اقتصادی آورده‌اند؛ دیپلماسی اقتصادی شامل اقدامات رسمی دیپلماتیکی است که بر افزایش صادرات، جذب سرمایه خارجی و حضور در سازمان‌های اقتصادی بین‌المللی تأکید دارد (Baranay, 2009: 2). برخی دیگر، دیپلماسی اقتصادی را فرآیندی تعریف می‌کنند که به وسیله آن، کشورها به دنیای خارج وصل می‌شوند تا منافع ملی را در زمینه تجارت، سرمایه‌گذاری و سایر مبادلات سودآور اقتصادی در ابعاد دو و چندجانبه منطقه‌ای به حداکثر برسانند (Rana: 2007) و در تعریفی دیگر، دیپلماسی اقتصادی به مفهوم کارکردی کردن دیپلماسی در عرصه اقتصاد و به کارگیری توانایی‌های بالقوه و بالفعل دیپلماسی برای تحقق اهداف اقتصادی کشورها به حساب می‌آید(Bayne and Woodlock, 2003: 45) . 
مفهوم دولت اسلامی

امروز برای جمهوری اسلامی ایران با توجه به نقش تمدن‌های بشری در آینده، مهمترین مسأله، شناخت جایگاه خویش در تحقق تمدن نوین اسلامی است. از منظر رهبر معظم انقلاب، افق نهایی انقلاب و چشم‌انداز بلندمدت نظام جمهوری اسلامی ایران، دستیابی به تمدن نوین اسلامی می‌باشد. اما در مسیر تمدن سازی و ایجاد حکمرانی مطلوب بر مبنای اسلام باید از مسیر ساخت دولت اسلامی گذر کرد. «ما در مرحله سومیم؛ ما هنوز به کشور اسلامی نرسیده ایم. هیچ کس نمی‌تواند ادّعا کند که کشور ما اسلامی است. ما یک نظام اسلامی را طرّاحی و پایه ریزی کردیم… اما نمی‌توانیم ادّعا کنیم که ما یک دولت اسلامی هستیم؛ ما کم داریم. ما باید خودمان را بسازیم و پیش ببریم. ما باید خودمان را تربیت کنیم» (آیت الله خامنه ای، ۱۳۷۹). در واقع، دولت اسلامى یعنى دولتى دینى که در جوامع اسلامى هویدا می‌شود و معیار دینى بودن یک دولت نیز استناد به دین و پذیرش مرجعیت دین در زندگى سیاسى است (شهبازی و کریمی سادات محله، ۱۳۹۴: ۴۱۸). برای ساخت دولت اسلامی مقدمه ساز تمدن نوین اسلامی، باید به عناصر و مؤلفه‌های ساخت دولت، همچون نهادسازی و تنظیم صحیح روابط بین آنها توجه کرد. «دولت اسلامی، یعنی سازوکارها و نهادسازی‌های لازم برای ایجاد آن جامعه اسلامی» (آیت الله خامنه ای، ۱۳۹۰). از دیدگاه مقام معظم رهبری، مبارزه با فساد، بسترسازی برای رشد معنوی جامعه اسلامی، تأمین عزت ملی، رشد و رفاه اقتصادی و مبارزه عاقلانه و شجاعانه با عناصر مختلف نظام سلطه جهانی از یک سو و گسترش روابط و دیپلماسی پویا با همسایگان و دولت‌های اسلامی از سوی دیگر از وظایف اصلی دولت اسلامی است. «معنای شعار دولت اسلامی این است که ما می‌خواهیم اعمال فردی، رفتار با مردم، رفتار بین خودمان، و رفتار با نظام‌های بین‌المللی و نظام سلطه امروز جهانی را به معیارها و ضوابط اسلامی نزدیک‌تر کنیم. این شعار، بسیار باارزش است» (آیت الله خامنه ای، ۱۳۸۴).

اقتدار اقتصادی دولت اسلامی از مسیر تقویت دیپلماسی اقتصادی

لزوم استقلال، توانمندی و اقتدار نظام و تمدن اسلامی

رشد و پیشرفت اقتصادی به عنوان یک مولفه مهم دولت اسلامی، جلوه‌هایی دارد که یکی از آنها کسب استقلال و اقتدار اقتصادی در شرایط کنونی است. خاستگاه این راهبرد تمدنی، در توصیه‌ها و الزام آموزه‌های دین اسلام به فراهم آوردن توانمندی (قوه) با استفاده از بالاترین توانایی و امکانات دیده می‌شود که یکی از مصداق‌های آشکار آن در عصر کنونی، کسب توانایی علمی، فناوری و اقتصادی است (علیزاده، ۱۳۹۶، ج۲: ۳۵۴-۳۵۵). در ادبیات اقتصاد اسلامی، اخیراً گاهی از اقتدار اقتصادی امت اسلامی به «استقلال اقتصادی» آنها تعبیر می‌شود که می‌توان آن را شرط لازم اقتدار اقتصادی امت مسلمان دانست. گاهی نیز از آن به «خودکفایی اقتصادی» و زمانی به «خوداتکایی اقتصادی» تعبیر شده است. منظور از استقلال اقتصادی، عدم پذیرش سلطه دیگران در تصمیم‌گیری اقتصادی و تأمین تمام یا عمده کالاها و خدمات مورد نیاز اقتصادی است. گرچه به دلایل اقتصادی همچون هزینه کمتر و مانند آن، دولت اسلامی تصمیم بگیرد به واردات برخی کالاها اقدام کند چون استقلال اقتصادی لزوماً با ارتباط و مراوده اقتصادی منافات ندارد. بر همین اساس در شرایط کنونی، استقلال و کسب اقتدار اقتصادی، علاوه بر تقویت دولت سازی اسلامی، قدرت چانه زنی دولت اسلامی را در رویارویی با تمدن سیطره طلب غرب افزایش می‎‌دهد. 
اقتدار اقتصادی 

استحکام و اقتدار نظام حکومتی یک کشور مهمترین عامل برای حضور کارآمد در میان افکار عمومی جهان است. یک کشور ضعیف، به طور طبیعی منزوی میشود و همراه و همدلی در دنیا نمییابد. پس شایسته است نظام اسلامی خود را به مرتبهای از پیشرفت و اقتدار برساند که ملتهای دیگر به طور عینی و ملموس ثمره اندیشهها و آرمانهای آن را ببینند. چراکه انقلاب اسلامی دارای توانایی، ظرفیت و انرژی متراکمی است که میتواند همه موانع را از سر راه بردارد و تمدن «ممتاز، متعالی، برجسته و باشکوه» اسلامی را در مقابل چشم همه جهانیان بر پا سازد. بر همین اساس، یکی از مهمترین مؤلفههای اقتدار هر دولت و تمدنی، اقتدار و استحکام پایههای اقتصادی است. اقتدار اقتصادی از یک سو به مفهوم افزایش عزت و اقتدار بینالمللی و کاهش وابستگی (و نه کاهش روابط اقتصادی و تجاری) به دنیای خارج و از سوی دیگر به مفهوم رشد، توسعه و شکوفایی اقتصادی است (حافظ نیا، ۱۳۸۶ :۷۷). اقتصاد به سبب عوامل متعددی، از جمله ارتباط تنگاتنگ با سیاست و اثرپذیری از آن و اثرگذاری بر آن و همچنین اثر مستقیم بر معیشت مردم که جزء نیازهای اولیه محسوب میگردد، همواره نقش بسزایی را در مناسبات جهانی ایفا کرده و از این جهت که هرگاه کشورهای غربی، به دلیل قدرت اقتصادی بالا بخواهند بر کشوری سلطه پیدا نموده و موضوعی را بر دیگر کشورها تحمیل نمایند، از اهرم تحریمهای اقتصادی استفاده مینمایند؛ زیرا نسبت به گزینه نظامی، هزینه کمتری برای کشورهای تحریم کننده دارد و از طرف دیگر دارای اثرگذاری بالاتری است. در همین راستا، اسلام با توجه به نقشی که قدرت اقتصادی در افزایش اقتدار و افزایش توان اقتصادی جامعه مسلمین دارد به اقتدار اقتصادی توجه ویژه‌ای کرده است؛ به گونهای که خداوند تدبیر خود را بر عدم حاکمیت کافران بر مومنان قرار داده است: «و خدا هرگز هیچ راه سلطهای به سود کافران بر ضد مومنان قرار نداده است» (سوره نساء: ۱۴۱). این موضوع برای جمهوری اسلامی ایران که خود را پرچم دار ساخت تمدن نوین اسلامی می‌داند از اهمیت غیر قابل انکاری برخوردار است و باید در این مسیر، دولتی مقتدر در حوزه اقتصادی به حساب آید؛ «اقتصاد مایه اقتدار است و یک کشوری که اقتصاد محکمی دارد، این کشور یک وسیلهی اقتدار دارد» (آیت الله خامنه‌ای، ۱۳۹۶،). فقط حکومت مقتدر میتواند با ایجاد فرصتهای تمدن ساز، چالشهای برونی و درونی تهدید کننده تمدن و فرهنگ را مرتفع سازد. بنابراین کشورهایی که بتوانند به اقتدار اقتصادی دست یابند؛ طبعاً جایگاه موثرتر و تعیین کنندهتری در حوزه کشورهای پیرامون خود به دست میآورند (امیری مقدم، ۱۳۸۹: ۱۲۶). یکی از اصلی‌ترین راه‌های رسیدن به اقتدار اقتصادی در راستای تحقق تمدن نوین اسلامی، دیپلماسی اقتصادی و گسترش مناسبات بین‌المللی است.
نتیجه گیری

از بررسی و مقایسه مفاهیم دو واژه دولت اسلامی و دیپلماسی اقتصادی و تاکید بر ارتباط این دو حوزه با اقتدار اقتصادی دریافتیم حوزه دیپلماسی اقتصادی در واقع تقویت اقتصادی ریشه‎های تمدن اسلامی است. چرا که اقتصاد رکن رکین یک تمدن توانمند در عرصه جهانی است. از آنجاکه جمهوری اسلامی ایران پرچمدار ساخت تمدن نوین اسلامی است و به علت دارا بودن منابع طبیعی فراوان، ذخایر زیرزمینی بالا، نیروی کار جوان، مرزهای آبی فراوان و قرار گرفتن در منطقه‌ای مهم و حساس، می‌تواند با تکیه بر ترمیم بافت داخلی اقتصاد، به یکی از مقتدرترین کشورهای اقتصادی جهان تبدیل گردد و ضمن عدم تأثیرپذیری از دیگر اقتصادهای برتر دنیا، بر بسیاری از مناسبات جهانی اثرگذار باشد و دولت اسلامی مقدمه ساز تمدن نوین اسلامی را تشکیل دهد. بر اساس نگاه تمدنی، جمهوری اسلامی ایران میباید در افق دولت سازی اسلامی به جایگاه نخست اقتصادی در سطح منطقه آسیای جنوب غربی دست یابد. رسیدن به این جایگاه، استفاده از کلیه ابزارها را ضروری مینماید که دیپلماسی اقتصادی یکی از مهم‌ترین ابزارها است. دیپلماسی اقتصادی، ما را وارد یک فضای جدید می‎کند که باید از مرزهای جغرافیایی گذر کنیم و اقتصاد مستحکم‎تری را نسبت به گذشته پایه‎گذاری نماییم. هدف دیپلماسی اقتصادی باید تسهیل دسترسی به بازارهای بین‌المللی و ایجاد ارتباطات تجاری برای داشتن اقتصادی پویا باشد؛ به گونه‌ای که این ارتباط با هزینه کمتر و اثربخشی بیشتر تحقق یابد.

منابع•

امیری مقدم، رضا(۱۳۸۹)، بررسی نقش مؤلفههای اقتصادی در تحکیم و توسعه اقتدار اقتصادی جمهوری اسلامی ایران با ارائه مدل مطلوب، ماهنامه علمی تحقیقاتی راهبرد بومی، شماره ۱۱۸: انتشارات دانشگاه عالی دفاع ملی.

• آیت الله خامنه ای، سید علی(۱۳۷۹)، بیانات در دیدار کارگزاران نظام، ۱۲/۰۹/۱۳۷۹.• آیت الله خامنه ای، سید علی(۱۳۸۴)، بیانات در دیدار رئیس جمهور و هیأت وزیران، ۰۸/۰۶/۱۳۸۴.

• آیت الله خامنه ای، سید علی(۱۳۹۰)، بیانات در دیدار دانشجویان کرمانشاه، ۲۴/۰۷/۱۳۹۰.

• آیت الله خامنه ای، سید علی(۱۳۹۶)، بیانات در دانشگاه افسری و تربیت پاسداری امام حسین(ع)، ۲۰/۰۲/۱۳۹۶.

• حافظ نیا، محمدرضا(۱۳۸۶)، قدرت و منافع ملی، تهران: نشر جمالی، چاپ اول.• شهبازی، محمدمهدی و کریمی سادات محله، مهران(۱۳۹۴)، «تبیین شاخصها و وظایف دولت اسلامی (دولت مقدمه ساز تمدن نوین اسلامی) از منظر رهبر معظم انقلاب اسلامی»، مجموعه مقالات همایش ملی تمدن نوین اسلامی.• علیزاده، امیر خادم(۱۳۹۶)، «واکاوی جایگاه و مولفه‌های اقتصاد بخش عمومی با رویکردی اسلامی در رشد و تعالی تمدن نوین اسلامی»، مجموعه مقالات دومین همایش ملی تمدن نوین اسلامی، جلد دوم.• کاظمی، سید علی اصغر(۱۳۹۵)، دیپلماسی نوین در عصر دگرگونی در روابط بینالملل، تهران: دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی.• Baranay, P. (2009).

Modern Economic Diplomacy. Available at: http://www.1v/mi/Baranay_Pavol_eng1.pdf.• Bayne, Nicholas, and Woodlock, Stephen (2003). The New Economic Diplomacy. LSE Publication.Rana, K. S. (2007). Economic Diplomacy: The Experience of Developing Countries, In The New Economic Diplomacy, Decision-Marking and Negotiation in international relations, N. Bayne and S. Woolcock, the London school of Economics and Politics science, UK.


0 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *